تذکره القبور: بضميمه اشعار و مثنويات - گزی برخواری، عبدالکریم بن مهدی - الصفحة ٦٥ - در ذكر مكاشفه از مرحوم ملا محمد تقى مجلسى ( ره )
بلى داخل شو .
داخل شدم ، دم در ايستادم .
فرمود : پيش بيا .
عرض كردم : مى ترسم به سبب بى ادبى كافر شوم .
فرمود : به اذن ما است باكى نيست .
كمى پيش رفتم با ترس ولرز ، فرمود : پيش بيا ، پيش رفتم تا نزديك آن جناب .
فرمود : بنشين .
عرض كردم : مى ترسم ، فرمود : مترس .
نشستم مثل غلام نزد آقا .
فرمود : راحت كن ، مربع نشين .
پياده وپا برهنه آمده أي ، بارى خيلى مرحمت فرمود .
از خواب بيدار شدم ، اسباب زيارت فراهم وراه كه مسدود شده بود مفتوح شد .
رفتم به سامره ودر راه وآنجا كرامات عجيبه ظاهر شد .
ومعروف است كه مقامات آخوند ملا محمد باقر از بركت دعاى أو است .
ودر تأثير كلام أو نقل شده كه شخصي شكايت از همسايهء خود كه از اشرار بوده وبا جماعتي مهمانى مى كردند واسباب طرب وهرزگى در كار بود نزد آخوند برد .
آخوند فرمود : آنها را ومرا مهمانى كن ، آن شخص قبول نمود ، و دعوت كرد ، رئيس آنها با تعجب قبول كرده شب را اول آخوند رفته گوشهء مجلس نشسته ، آنها كه آمدند آخوند را ديدند ناگوار شد كه عيششان منغص مى شود ، بزرگشان خواست كه آخوند را به نحوى بيرون كند ، به آخوند گفت : كارهاى شما بهتر است يا ما ؟ آخوند گفت : هر كدام كار خود را مى گوئيم تا معلوم شود ، أوگفت : ما نمك كسى را كه خورديم با أو خيانت نمى كنيم .
آخوند گفت : قبول ندارم .
گفت : مسلمى اين طايفه است .
آخوند گفت : شما هر گز نمك خدا را نخورده ايد ؟ آن بزرگ ساكت ومتأمل شد واز مجلس برخاستند .
ميزبان گفت : بدتر شد ، به قهر رفتند ، صبح شد بزرگ آنها خدمت آخوند آمده توبه كرد واحكام شريعت تعليم گرفت .
وگويند : آخوند تسخير قاضى جنها را نموده كه عروسي را در اصفهان اجنه [١] برده بودند .
آخوند قاضى را خواسته گفته آورده اند .
والعهدة على الراوى .
[١] - " جن " صحيح است .
اجنه جمع جن نيست .