تذکره القبور: بضميمه اشعار و مثنويات
(١)
مدخل
٥ ص
(٢)
مقدمة چاپ اول
٩ ص
(٣)
در آداب اهل قبور و اوقات آن
١٣ ص
(٤)
در كيفيت زيارت اهل قبور
١٥ ص
(٥)
دعا كردن به اهل قبور
١٨ ص
(٦)
امور مكروه در قبرستان
٢١ ص
(٧)
باب اول در شناختن قبر بعضى از علما وصلحاء تخت فولاد در ذكر قبر پلوى
٢٣ ص
(٨)
در بيان تكيهء آقا محمد كاظم واله
٢٤ ص
(٩)
در ذكر تكيه فاضل سراب وشرح حال او
٢٥ ص
(١٠)
در بيان تكيهء مرحوم آقا مير سيد محمد شهشهانى
٢٨ ص
(١١)
در ذكر تكيهء حاجى محمد جعفر آبادهاى
٢٩ ص
(١٢)
در ذكر تكيهء مرحوم آقا ميرزا ابو المعالى و شرح حال او
٣٢ ص
(١٣)
در بيان قبر مرحوم آقا ميرزا محمد حسن نجفى و شرح حال آن مرحوم
٣٤ ص
(١٤)
در شرح حالات مرحوم آخوند ملا على اكبر اژهاى و مصنفات آن مرحوم
٣٦ ص
(١٥)
در تعيين قبر مرحوم آخوند ملا اسماعيل خاجوئى وشرح حال آن بزگوار
٣٧ ص
(١٦)
در تعيين قبر فاضل هندى و شمهاى از حالات آن بزرگوار و مصنفات او
٣٩ ص
(١٧)
در ذكر قبر مرحوم حاجى ملا محمد نائينى و شرح حال او
٤١ ص
(١٨)
در بيان حال ميرزا رفيعا و مصنفات آن مرحوم و بعضى از علماء و اجلاء
٤٢ ص
(١٩)
در ذكر حال بابا ركن الدين و بعضى از علما و صلحا
٤٣ ص
(٢٠)
در بيان قبر مرحوم شيخ محمد تقى ( ره ) و شرح حال و مصنفات آن مرحوم و بعضى از علما و صلحا و اجلاء
٤٤ ص
(٢١)
در ذكر بعضى از مصنفات مرحوم والد آقا ميرزا محمد هاشم چهارم سوقى
٤٧ ص
(٢٢)
در شرح حال آقا محمد بيد آبادى
٤٨ ص
(٢٣)
در ذكر حال آقا حسين خونسارى و مصنفات آن بزرگوار
٤٩ ص
(٢٤)
در شرح حالات آقا جمال خونسارى و مصنفات آن مرحوم
٥١ ص
(٢٥)
در شرح حال مرحوم حاج ملا حسينعلى تويسركانى و مصنفات آن مرحوم
٥٢ ص
(٢٦)
در شرح حال مرحوم آخوند ملا محمد باقر فشاركى و مصنفات آن مرحوم
٥٣ ص
(٢٧)
در بيان تكيهء آقا رضى و قبر آقا ميرزا محمد باقر پيشنماز مسجد عباسى
٥٤ ص
(٢٨)
در شرح حالات آقا حسين جيلانى
٥٦ ص
(٢٩)
در ذكر بعض مصنفات مرحوم آقا ميرزا محمد باقر چهار سوقى
٥٦ ص
(٣٠)
در بيان تكيهء مير فندرسكى و شرح حالات مير ابو القاسم فندرسكى
٥٨ ص
(٣١)
در بيان كرامتى از مير فندرسكى
٥٩ ص
(٣٢)
باب دويم در قبور سر قبر آقا است
٦١ ص
(٣٣)
باب سيم در قبر مجلسى ( ره )
٦٣ ص
(٣٤)
در شرح حالات ملا محمد تقى مجلسى و بعضى از مصنفات آن مرحوم
٦٤ ص
(٣٥)
در ذكر مكاشفه از مرحوم ملا محمد تقى مجلسى ( ره )
٦٤ ص
(٣٦)
در ذكر قبر ملا محمد باقر مجلسى و بيان مقامات آن بزرگوار
٦٦ ص
(٣٧)
در بيان مصنفات ملا محمد باقر مجلسى ( عليه الرحمه )
٦٧ ص
(٣٨)
در بيان جلالت شأن و مقامات ملا محمد باقر مجلسى
٦٨ ص
(٣٩)
در ذكر قبور علما و صلحاء سر قبر آخوند
٧١ ص
(٤٠)
در شرح حالات و مقامات آخوند ملا محمد صالح مازندرانى
٧١ ص
(٤١)
باب چهارم در قبور علماء دروازه طوقچى در شرح حال صاحب بن عباد و مقامات و مصنفات او
٧٥ ص
(٤٢)
در شرح حال على بن سهل و مقامات او
٧٧ ص
(٤٣)
باب پنجم در قبرستان آب بخشان در شرح حال آخوند ملا حسين تفليسى
٧٩ ص
(٤٤)
باب ششم در مقبرهء مرحوم حجة الاسلام در شرح حالات و مقامات مرحوم حاجى سيد محمد باقر
٨٢ ص
(٤٥)
در ذكر مصنفات مرحوم حاجى سيد محمد باقر ( ره )
٨٤ ص
(٤٦)
باب هفتم در مقبرهء مدرس و شرح حالات آقا مير سيد حسن مدرس در ذكر مصنفات مرحوم آقا مير سيد حسن مدرس
٨٨ ص
(٤٧)
باب هشتم در مقبرهء مرحوم حاجى محمد ابراهيم كرباسى در شرح حالات و جلالت شأن حاجى محمد ابراهيم كرباسى
٨٩ ص
(٤٨)
در ذكر مصنفات حاجى كرباسى ( اعلى الله مقامه )
٩١ ص
(٤٩)
در بيان قبر آقا محمد مهدى كرباسى و بيان حال او
٩٢ ص
(٥٠)
در بيان مصنفات آقا محمد مهدى كرباسى ( ره )
٩٢ ص
(٥١)
در بيان مصنفات حاجى آقا محمد كرباسى
٩٣ ص
(٥٢)
خاتمه در قبور خارج از اصفهان در بيان قبر آقا محمد على نجفى و شرح حالات او
٩٥ ص
(٥٣)
در مصنفات آقا محمد على نجفى ( ره )
٩٦ ص
(٥٤)
اشعار و مثنويات مرحوم آخوند گزى
٩٩ ص

تذکره القبور: بضميمه اشعار و مثنويات - گزی برخواری، عبدالکریم بن مهدی - الصفحة ٦٥ - در ذكر مكاشفه از مرحوم ملا محمد تقى مجلسى ( ره )

بلى داخل شو .

داخل شدم ، دم در ايستادم .

فرمود : پيش بيا .

عرض كردم : مى ترسم به سبب بى ادبى كافر شوم .

فرمود : به اذن ما است باكى نيست .

كمى پيش رفتم با ترس ولرز ، فرمود : پيش بيا ، پيش رفتم تا نزديك آن جناب .

فرمود : بنشين .

عرض كردم : مى ترسم ، فرمود : مترس .

نشستم مثل غلام نزد آقا .

فرمود : راحت كن ، مربع نشين .

پياده وپا برهنه آمده أي ، بارى خيلى مرحمت فرمود .

از خواب بيدار شدم ، اسباب زيارت فراهم وراه كه مسدود شده بود مفتوح شد .

رفتم به سامره ودر راه وآنجا كرامات عجيبه ظاهر شد .

ومعروف است كه مقامات آخوند ملا محمد باقر از بركت دعاى أو است .

ودر تأثير كلام أو نقل شده كه شخصي شكايت از همسايهء خود كه از اشرار بوده وبا جماعتي مهمانى مى كردند واسباب طرب وهرزگى در كار بود نزد آخوند برد .

آخوند فرمود : آنها را ومرا مهمانى كن ، آن شخص قبول نمود ، و دعوت كرد ، رئيس آنها با تعجب قبول كرده شب را اول آخوند رفته گوشهء مجلس نشسته ، آنها كه آمدند آخوند را ديدند ناگوار شد كه عيششان منغص مى شود ، بزرگشان خواست كه آخوند را به نحوى بيرون كند ، به آخوند گفت : كارهاى شما بهتر است يا ما ؟ آخوند گفت : هر كدام كار خود را مى گوئيم تا معلوم شود ، أوگفت : ما نمك كسى را كه خورديم با أو خيانت نمى كنيم .

آخوند گفت : قبول ندارم .

گفت : مسلمى اين طايفه است .

آخوند گفت : شما هر گز نمك خدا را نخورده ايد ؟ آن بزرگ ساكت ومتأمل شد واز مجلس برخاستند .

ميزبان گفت : بدتر شد ، به قهر رفتند ، صبح شد بزرگ آنها خدمت آخوند آمده توبه كرد واحكام شريعت تعليم گرفت .

وگويند : آخوند تسخير قاضى جنها را نموده كه عروسي را در اصفهان اجنه [١] برده بودند .

آخوند قاضى را خواسته گفته آورده اند .

والعهدة على الراوى .


[١] - " جن " صحيح است .

اجنه جمع جن نيست .