مقالات اصولي - موسوی بجنوردی، محمد - الصفحة ١٦٢ -   ٣ اعتبارات ماهيت و طبيعت
به عدم آنها .
در واقع , ماهيت بشرط شىء و ماهيت بشرط لا و نيز ماهيت لابشرط قسم هستند , و لا بشرط مورد بحث ما مقسم است از براى هر سه . و مقسم وقتى مى تواند مقسمباشد كه در هر سه قسم سريان داشته باشد .
ه . ماهيت مهملة . ماهيت مهملة عبارت از ملاحظه ماهيت من حيث هى و بدون هيچ گونه ملاحظه اى غير از ذات و ذاتيات آن است , و به همين حيث به عنوان يك قاعده فلسفى گفته مى شود[ : ( ألماهية من حيث هى ليست الا هى]) . و تمام نقائض محذوف است , و لهذا گفته مى شود[ : ( لاموجودة و لا معدومة لا جزئية و لا كلية و لا]) . . .
بنابراين , ماهيت مهملة فوق مقسم است , يعنى به اين اعتبار نه قسم است و نه مقسم , چون حتى اعتبار مقسميت متأخر است از اين مرتبة . زيرا اعتبار مقسميت در مرتبه ملاحظه ماهيت است غير مقيد به أحد اعتبارات ثلاث . أما در اين لحاظ هيچ گونه نظرى جز به ذات و ذاتيات نمى شود . از اين رو , گفتهمى شود كه نقائض جميعا در اين مرتبه منتفى اند .
أسماء أجناس موضوع له شان همين ماهيت مهملة است . چون ماهيت مهملة و ذات معنى بدون هيچ گونه ملاحظه خصوصيتى ديگر در مقام وضع لحاظ مى شود . اگر بهوجدان خود مراجعه كنيم , مى بينيم وقتى واضع مى خواهد أسماء أجناس را وضع كند , ذات معنى را وضع مى كند و براى آنها هيچ گونه خصوصيت و عوارض خارجيه اى غير از ذات و ذاتياتش در نظر نمى گيرد . اينجا اشاره كوچكى به تعبير مرحوم آقاى آخوند , در[ ( كفايه]) , مى كنيم نسبت به وضع أسماء أجناس . تعبير ايشان[ ( ماهيت مبهمه]) است و مقصودشان از اين تعبير همان ماهيت مهملة است , زيرا ابهام در ماهيت محال است . حتى در باب جنس گفته مى شود كه[ ( ابهام الجنس بحسب الوجود لا بحسب الماهية]) چه برسد به ماهيت تامه نوعية .
بايد دانست كه در كلمات بزرگان در اين باب اضطراب وجود دارد و برخى از بزرگان بين لا بشرط مقسمى و ماهيت مهملة تخليط كرده اند . حتى مرحوم ميرزاى نائينى ( قدس سره ) قائل شده اند كه الفاظ از براى ماهيت لا بشرط مقسمى وضع شده