مقالات اصولي - موسوی بجنوردی، محمد - الصفحة ١١١ -   تعيين جواز اجتماع امر و نهى
نمى تواند يك امر خارجى باشد لذا اولا و بالذات عنوان فانى و مرآت از معنون , متعلق آن , واقع مى شود پس عنوان معلوم است بالذات , دائما و ابدا و معنون اين عنوان هم معلوم است اما ثانيا و بالعرض و به اعتبار فناء عنوان در آن . كه نتيجه تحقيق آن است كه شوق مؤكد اساسا به چيزى تعلق مى گيرد كه داراى يكجنبه وجودى و يك جنبه عدمى باشد , و الا اگر وجود مطلق باشد , موجب تحصيلحاصل و اگر عدم مطلق باشد مايه تحقق عدم بماهو عدم خواهد شد كه هر دو محال است , بنابراين در باب اراده تشريعى و طلب و اراده در خصوص تعلق شوق مؤكد بايد . دو جهت ( وجدان فقدان ) لحاظ گردد , كه وجود فرضى و ذهنى ( عنوان ) جهت وجدان و وجود حقيقى خارجى ( معنون ) جهت فقدان مى باشد و عينيت و تحققعنوان بوسيله شوق مؤكد صورت مى پذيرد و معناى بعث و طلب , خواستن و تحقق بخشيدن عنوان در خارج است .
٢ . عنوان بماهو مرآت عن الخارج متعلق حكم و تكليف مى باشد , نه عنوان بماهو عنوان . زيرا خارج خواستگاه آثار و متعلق غرض است كه مصلحت و مفسده بر آن , مترتب است . پس متعلق تكليف عنوان در حال وجود ذهنى است , نه عنوان[ ( بماله من الوجود الذهنى]) . زيرا اين عنوان دوم منشأ اثر نيست وغرض از تعلق تكليف به عنوان در حال وجود ذهنى آن است كه تكليف در حال وجود ذهنى به نفس عنوان تعلق مى گيرد اما اين تعلق به اعتبار آن است كهعنوان مرآت و فانى در خارج است پس متعلق تكليف تخليه مى شود از وجود ذهنىبه حيثى كه فانى در معنون و مرآت خارج در نظر گرفته مى شود و تحليه مى شود در وجود ذهنى به حيثى كه موطن عنوان ذهن است .
٣ . عنوان بماهو مرآت عن الخارج , متعلق تكليف واقع مى شود ولى اين تكليف به خارج سرايت نمى كند , زيرا همانطور كه پيشتر گفتيم تعلق تكليف به معنونخارجى محال است , اگر چه از طريق عنوان باشد چون واسطيت عنوان مانع از محال بودن تعلق تكليف به خارج نخواهد بود .