درسنامه مهدویت - سلیمیان، خدامراد - الصفحة ٢٠٩ - چهار روايات جواز نام بردن
«ستحملين ذكرا و اسمه محمد و هو القائم من بعدى»؛ [١]«تو حامل پسرى هستى كه نامش محمد است و او قائم پس از من است».
همچنين آن حضرت در ضمن حديثى فرمود:«...ابنى محمد،هو الامام و الحجّة بعدى من مات و لم يعرفه مات ميتة جاهلية...»؛ [٢]«فرزندم محمد،او است امام و حجّت پس از من،هر كس بميرد و او را نشناسد،به مرگ جاهلى از دنيا رفته است».
٤-٢.گروه دوم شامل سخنانى است كه پس از ولادت ايشان،از آن حضرت با نام محمد ياد كردهاند:
٤-٢-١.ابراهيم كوفى،نقل كرده است كه امام عسكرى عليه السّلام گوسفندى سر بريد و براى من فرستاد و فرمود:«هذا من عقيقة ابنى محمد»؛ [٣]«اين بخشى از عقيقه فرزندم محمد است».
٤-٢-٢.محمد بن يعقوب كلينى رحمه اللّه از احمد بن محمد بن عبد اللّه،ضمن روايتى نقل كرده است:«...و ولد له(ابى محمد)ولد سمّاه محمد...»؛ [٤]«براى او(امام عسكرى عليه السّلام)فرزندى به دنيا آمد كه او را محمد ناميد».
٤-٢-٣.شيخ طوسى رحمه اللّه،در كتاب الغيبة در بخشى از يك حكايت نقل كرده كه حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف با عنوان«محمد بن الحسن»از خود نام برده است. [٥]
٤-٢-٤.از ابى غانم خادم نقل شده است:«ولد لابى محمد مولود فسماه محمّدا و...»؛ [٦]«براى ابو محمد(امام عسكرى عليه السّلام)فرزندى به دنيا آمد كه او را محمد نام نهاد و...».
٤-٢-٥.شيخ صدوق رحمه اللّه،به نقل از عبد اللّه سورى،در ضمن داستانى از ملاقات با حضرت مهدى عليه السّلام در دوران غيبت صغرا،نوشته است:«...پس ديدم جوانانى را كه در بركه،آب بازى
[١] .كشف الغمة،ج ٢،ص ٤٧٥.
[٢] .همان،ج ٢،ص ٤٠٩،ح ٩.
[٣] .كمال الدين و تمام النعمة،ج ٢،ص ٤٣٢،ح ١٠.
[٤] .كافى،ج ١،ص ٣٢٩،ص ٥١٤.
[٥] .ر.ك:كتاب الغيبة،ص ٢٦٩،ح ٢٣٤.
[٦] .وسائل الشيعة،ج ١٦،ص ٢٤٣،ح ٢١٤٦٧.