خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
اتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله فَخَطْبٌ [١]
آيا مىگوئيد: محمّد صلى الله عليه و آله از دنيا رفت- و همه چيز تمام شد، و خاندان او بايد فراموش شوند؟-.
جَلِيلٌ اسْتَوْسَعَ [٢] وَهْنُهُ [٣]، وَاسْتَنْهَرَ
مرگ او مصيبت و ضربه دردناكى بر جهان اسلام بود كه شكافش هر روز آشكارتر، و گسستگى آن
فَتْقُهُ [٤]، وَانْفَتَقَ رَتْقُهُ، وَاظْلِمَتِ الارْضُ
دامنهدارتر، و وسعتش فزونتر مىگردد، زمين از غيبت او
لِغَيْبَتِهِ، وَكُسِفَتِ النُّجُومُ لِمُصِيبَتِهِ،
تاريك، و ستارگان براى مصيبتش بىفروغ،
وَاكْدَتِ الْآمالُ [٥]، وَخَشَعَتِ الْجِبالُ،
و اميدها به يأس مبدل گشت، كوهها متزلزل گرديد
وَاضِيعَ الْحَرِيمُ، وَازِيلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ
و احترام افراد پايمال شد و با مرگ او حرمتى باقى
[١]. امر عظيم.
[٢]. از «وسعت»، گشاد شد.
[٣]. لباسى كه پوسيده و پاره شده باشد.
[٤]. شكاف.
[٥]. خيرش تمام و منقطع شده.