اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٩٤ - حزب زحمتکشان
مقدار زیادی از فرصت طلبی شخصی خود را داخل آنها کرده است. او مدت کوتاهی عضو حزب توده بود،
بعداً به جبهه ملی پیوست و پس از اینکه در سال ١٣٣٠ حزب زحمتکشان را تأسیس کرد به صورت دومین
شخصیت در جبهه ملی در آمد. او در ١٣٣١ میانه اش با مصدق به هم خورد و بالنتیجه مقدار زیادی از
پشتیبانی حزب زحمتکشان را در این جریان از دست داد. بعداً او ابتدا از ژنرال زاهدی پشتیبانی کرد و
سپس با او مخالفت کرد. از آن زمان به بعد او با هر نخست وزیری مخالف بوده است. در نتیجه مخالفتهای
دائمیش او از داشتن دوستانی در میان دستگاه حاکمه (مقصود گردانندگان چرخهای امور، اعم از مجلس و
دولت و حامیان آنها مترجم) کمتر برخوردار است و دشمنان نیرومند زیادی دارد. این دشمنان او را بارها
یا زندانی کرده اند و یا تبعید، ولی او همواره به نحوی از انحاء خود را از مهلکه به در برده است. مثلاً او متهم
به همدستی در قتل ژنرال رزم آرا و همچنین ژنرال افشارطوس رئیس شهربانی مصدق و همچنین چند
فقره جنایات کم اهمیت تر شده، ولی معمولاً در رسیدگیهای بعدی تبرئه شده است. به همان میزان که قدرت
شاه رشد پیدا کرد، موقعیت برجسته بقایی رو به کاهش رفت و با روی کار آمدن حزب ایران نوین او تقریباً
از نظرها ناپدید شد.علیرغم یک دوران حرفه ای متلاطم، او در سیاست دولت کمتر نفوذ داشته است به
استثناء زمانی که او رهبر نهضتی بود که موفق شد انتخابات عمومی قلابی سال ١٣٣٩ را لغو کند. موقعیت
او به نحو پیگیری ناسیونالیستی و شدیداً ضد انگلیسی بوده است و شاید با آغاز موافقتنامه سال ١٣٣٩
راجع به وضع نیروها (مقصود کاپیتولاسیون است مترجم) گرایش ضد آمریکایی نیز پیدا کرد.
بقایی هر چند جاه طلب و فرصت طلب است ولی در اموری که مربوط به پول باشد شرافتمند شناخته
شده است و به طور ساده در جنوب تهران زندگی می کند و به همین خاطر نیز مورد احترام است. او از
تاکتیک نامه سرگشاده لااقل دوبار در گذشته استفاده کرده است. یک بار در سال ١٣٢٨ برای انتقاد از
کنترلهایی که به وسیله ژنرال رزم آرا رئیس ستاد وضع شده بود و بار دیگر در سال ١٣٣٢ هنگامی که او
نامه سرگشاده ای به نیکسون که آن زمان معاون رئیس جمهوری بود در روزنامه خود، شاهد نوشت. او
اظهارنظر کرده بود که اگر احیاناً روزی نخست وزیر به شود (این زمانی بود که نخست وزیران در ایران از
اهمیت و اعتبار برخوردار بودند) او به شاه اجازه خواهد داد که سلطنت کند، ولی اختیارات شاهنشاهی او
را محدود خواهد کرد. از سوی دیگر شاه ظاهراً به او بیش از سایر سیاستمداران دست چپی روی خوش
نشان داده بود و حتی در سال ١٣٥٠ به بقایی از طرف ساواک اجازه داده شد تا حزب زحمتکشان را
دوباره سازمان دهد. تصور می شود که این اقدام برای جلب پشتیبانی از بقایی در مقابل گروههای دست
چپی بود که کمتر نرمش داشتند. با همه این احوال از تأسیس حزب زحمتکشان یا خود بقایی تا زمانی که
این نامه سرگشاده را به شاه نوشت، خبری نشد.
حزب زحمتکشان ٢٢
تهران ١٦ ژانویه ١٩٧٨
جناب آقای ویلیام سولیوان
سفیر کبیر ایالات متحد آمریکا در ایران
با اظهار امتنان وصول نامه مورخه ٤ ژانویه ١٩٧٨ را به استحضار می رساند و مخصوصاً از این که
بیانیه مورخه هیجدهم آذر ١٣٥٦ هیئت اجراییه حزب زحمتکشان ملت ایران را به دقت مطالعه فرموده اید