اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٠٥ - ماجرای ملاقات با وزیر خارجه جدید افغانستان دکتر شاه ولی
سند شماره (١)
از: سفارت آمریکا در کابلتاریخ: ٧ اوت ٧٩
به: وزارت خارجه واشنگتن دی سی فوری
طبقه بندی: خیلی محرمانه
شماره سند: ٦٠١٦
موضوع: ماجرای ملاقات من با وزیر خارجه جدید
افغانستان دکتر شاه ولی
١ (تمام متن خیلی محرمانه است.)
٢ خلاصه. پریروز من یک ملاقات دوستانه با دکتر شاه ولی، معاون نخست وزیر و وزیر خارجه جدید
داشتم. من نامه تبریک وزیر خارجه ونس را به او دادم و در پاسخ شاه ولی از من خواست که به جای او
تشکر کنم. او همچنین از من خواست تا وزارت را از این مسئله که افغانستان خواهان ایجاد روابط
دوستانه ای با آمریکاست آگاه سازم و همچنین این مسئله که افغانستان خود را تهدیدی برای آمریکا به
حساب نمی آورد، او اطمینان داشت که دولت آمریکا مانعی در راه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی
جمهوری دموکراتیک افغانستان نخواهد بود. او در باره تحریفات و رفتار غیردوستانه صدای آمریکا و
همچنین مطبوعات آمریکایی در رابطه با مسئله افغانستان گله هایی کرد، اما زیاد در این باره صحبت
نکرد. در اثنای مذاکره، ماجرای مرگ «سفیر دابز» به میان آمد و من او را به طور خلاصه به این نحو در
جریان گذاشتم که دولت او در تلاش برای یافتن بعضی از اسرار این ماجرا همکاری نکرده است.
در جریان بررسی تقاضای دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان مبنی بر این که ما باید، ابعاد
مأموریتمان را کم کنیم، من چنین گفتم که حالا زمان مطرح کردن این موضوع نیست و او هم موضوع را
مطرح نکرد. وزیر خارجه امروز به قصد یک دیدار چهار روزه از بلغارستان اینجا را ترک خواهد گفت.
پایان خلاصه.
٣ ملاقات من با وزیر خارجه یک روز پس از شورش بی نتیجه ارتش در روز پنجم اوت انجام گرفت.
عصبی بودن رژیم از وضع امنیتی وزارت کاملاً مشهود بود.
در جلوی در ورودی دو مسلسل سنگین که روی پایه سوار بودند از میان پنجره های شیشه ای به بیرون
نشانه رفته بودند و سربازهای اونیفورم پوش هم در اطراف آن ایستاده بودند. در اطاق جلوی وزیر
خارجه، من به سربازی برخوردم که با یک اسلحه آ کی ٤٧ روی یک صندلی نشسته بود و به من نشانه
رفته بود. وقتی که من به دفتر کار وزیر راهنمایی شدم، سرباز اسلحه اش را برداشت و پشت سر من به طرف
درآمد. کابل این روزها اینچنین است.
٤ به نظر می رسید دکتر شاه ولی از دریافت پیام ونس، وزیر خارجه خوشحال است. او پیام را به
دقت خواند و از این که وزیر خارجه آن را فرستاده بود خوشحال به نظر می رسید. من فکر می کنم که این
ژست و عکس العمل به جا بود گرچه مطمئن نیستم که شاه ولی درباره صلح کوچکترین اختلافی با ما
نداشته باشد. احتمالاً مهم ترین مسئله برای شاه ولی این بود که ارسال این پیام برای وزیر خارجه ایجاد
درد سرکرده است.
٥ همان گونه که در خلاصه گفتم، شاه ولی از من خواست که تقاضای دولتش را برای ایجاد روابط