اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٨٠ - حزب زحمتکشان
برای طرح ملی کردن نفت فشار آورد. او به ارتش به طور آزاد برای مداخله در سیاست حمله نمود و یکی
از دشمنان رک و بی پرده رئیس ستاد، ژنرال علی رزم آرا بود. در ١٣٣٨ مبارزه تمام عیار بقایی بر علیه
دولت از طریق روزنامه اش (شاهد) برای او یک طرفداری سرتاسری عمومی کسب کرد، ولی منجر به
دستگیری وی و محکومیت یک سال زندان به وسیله یک دادگاه نظامی شد. در اثر فشار عمومی در عرض
یک ماه وی آزاد شد و موضوع، بیشتر پی گیری نشد.
زمانی که مصدق در فروردین ١٣٣٠ نخست وزیر شد، مظفر بقایی طلایه دار جنبش ملی گرایی بود و از
لحاظ اهمیت در جبهه ملی در درجه دوم پس از مصدق مورد توجه قرار می گرفت. در اردیبهشت ١٣٣٠،
بقایی و خلیل ملکی رهبر اسبق حزب توده تحت کنترل کمونیستها، برای تشکیل حزب کارگران به هم
پیوستند، حرکتی که موقعیت بقایی را با به خدمت گرفتن کادرهای مارکسیست ملکی برای آرمان سیاسی
خودش بالا برد. به هرحال این اتحاد زودگذر بود و یک تفرقه بین دو فرقه در مهر ١٣٣١ همکاریش با
ملکی را پایان داد. بقایی خیلی زود پس از جدایی به حالت طبیعی مخالف خوانیش بازگشت و یکی از
تندترین مخالفان مصدق شد. این گسیختگی به قیمت (از دست دادن مترجم) بیشتر پیروان او در مردم
تمام شد. روزنامه بقائی، شاهد، یک روزنامه مخالف برجسته شد که بشدت از سَر و سرِّ مصدق با حزب
توده انتقاد می کرد و بقایی آن را یک حزب خارجی می دانست و در نتیجه مضر برای منافع یک ملی گرای
حقیقی. بقایی ترسان از آسیب بیگانه، خصوصاً ضد انگلیسی بود و مصدق را متهم نمود که به اندازه کافی
در محدود نمودن انگلیس در ایران به پیش نرفته است.
با سقوط رژیم مصدق در مرداد ١٣٣٢، مخالفت پر سر و صدای بقایی متوجه دولت پیروز فضل اللّه
زاهدی شد که او آن را متهم به فساد و خیانت در برقراری مجدد روابط دیپلماتیک یا بریتانیا در اواخر
١٣٣٢ نمود. ژنرال زاهدی که در رسیدن به یک موافقت با بقایی شکست خورد، بر علیه وی عمل نمود و
روزنامه شاهد را تعطیل کرد و تلاشهای وی برای انتخاب به نمایندگی در مجلس هیجدهم را خنثی نمود.
بقایی در سال ١٩٥٤ به خاطر مبارزه در کرمان دوبار در منزل تحت نظر قرار گرفت، که مرتبه دوم برای
یک دوره یکساله بود. در آذر ١٣٣٤ از اقامت اجباری خلاص شد و هدایت فعال حزب مخالفت و
خودداری از انتقاد از شاه در درخواستهایش برای اصلاحات، در اردیبهشت ١٣٣٦، حق برگزاری اولین
گردهمایی سیاسی غیر رسمی را، از زمان کودتایی که جبهه ملی مصدق را سرنگون کرد، به دست آورد. او
به برگزاری گردهمایی ها، ترغیب ناراضیها برای راهپیمایی در حزبش (تنها حزب سوسیالیست در ایران)،
طرفداری از استقرار اتحادیه های صنفی و حمله به پیمان بغداد و امپریالیسم انگلیس ادامه داده است.
دولت که مواظب است اجازه ندهد، عملیات او از کنترل خارج گردد، یک کنترل دقیق روی حزب کارگران
برقرار نموده است. بقایی هنوز به خاطر تعدادی اتهامات مرتبط با فعالیتهای گذشته اش مواجه با محاکمه
می باشد، دولت اسلحه ای مؤثر در دست دارد که او را خاموش کند.
مظفر بقایی باهوش و زیرک، ولی بی ثبات در فلسفه سیاسی خود و یک هوچی (عوام فریب) بی پروا،
محسوب می شود. اگر چه موضع او در رابطه با ایالات متحده مطلب قابل ذکری نیست، اعتقاد بر این است
که وی کمتر از بریتانیا و شوروی نسبت به این کشور (آمریکا) خصمانه است. بقایی از نظر اجتماعی خوش
مشرب و معتدل و یک سخنران آتشین می باشد، که مخالفتهای تند او گاهی او را در جنگ پارلمانی درگیر
نموده است. بقایی یک مرد بزرگ توصیف شده است. درگذشته او بیماریهای خطرناکی از اثرات الکل و