اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٦٨ - بیمهای بازاریها برای آینده
رخنه در جنبش مذهبی نموده اند و نیروهای شریعتمداری شروع به نگریستن به دوره بعد از شاه برحسب
بالا بردن موقعیت خودشان در مقابل آنهایی که معتقدند به اسلام ضربه وارد می کنند کرده اند. مناقبی به
طور گیرایی یک استاد باهوش است که بهترین درک از موضوعات سیاسی ایران را نسبت به دیگر
شخصیتهای مذهبی که مأمور گزارش دهنده با آنها درگیر بوده است دارا می باشد. او در اوایل ٥٠ سالگی
خود می باشد و فارسی صحبت می کند ولی بالقوه هیچ انگلیسی صحبت نمی کند. او ادعا می کند که شبکه
حامیان مذهبی وی در وادار نمودن آیت اللّه خمینی به اعتدال در موضعش در حمله به خارجیان عامل
مهمی است. (طبق گفته دکتر این غیر اسلامی است.) سفارت تماس را حفظ خواهد نمود.
شکست یک هیئت اعزامی به نزد خمینی
سند شماره (٢١)
خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: ١٧ ژانویه ١٩٧٩ ٢٧ دی ٥٧
به: وزارت امور خارجه واشنگتن دی. سی. فوری
گزارشگر: لامبراکیس
موضوع: شکست یک هیئت اعزامی به نزد خمینی
١ خسرو اقبال که یک هفته قبل با امید تمام ایران را ترک کرد تا خمینی را در مورد نقطه نظر خودش
در مورد میانه روی در ایران قانع کند (تلگراف مرجع را ببینید) از طریق یک واسطه پیامی فرستاده که
خمینی یک «هیولای متکبر» است. ظاهرا اقبال نتوانسته یک صحبت خصوصی محرمانه که فکر کرده به
او قول داده شده با خمینی داشته باشد و به این نتیجه (شتابزده) رسیده که خمینی توسط کمونیستها احاطه
شده است.
٢ اقبال با کمی تناقض اشاره به چیزی نمود که وی آن را به عنوان سرنوشت ایران می بیند: تغییری از
زندگی در زیر دیکتاتوری چکمه به زندگی در زیر دیکتاتوری نعلین. دوست ما اقبال که مردی پریشان
حواس ولی عاقل است به طوری که گزارش شده اقامت خود را در فرانسه برای آینده ای قابل پیش بینی
تمدید نموده است.
بیمهای بازاریها برای آینده
سند شماره (٢٢) خیلی محرمانه
از: سفارت آمریکا تهرانتاریخ: ١٧ ژانویه ١٩٧٩ ٢٧ دی ٥٧
به: وزارت امور خارجه واشنگتن
موضوع: بیمهای بازاریها برای آینده
١ کنسول سیاسی و مأمور سفارت پرت با چهار بازاری در ١٤ ژانویه در خانه اسلامی نیا واسطه
سیاسی ملاقات کردند. بازاریها که بیشتر آنها قبلاً با مأموران سفارت ملاقات کرده اند. نگرانی زیادی در
مورد آینده ایران ابراز نمودند ولی تصور کمی از اینکه چگونه می شود از آشوب ممانعت به عمل آورد
داشتند. آنها به طور مکرر از مأموران سفارت سؤال کردند چه باید بکنند و جواب ما که این مشکلات
بایستی به وسیله خود ایرانیها حل شود آنها را راضی ننمود. تماماً از انحلال ارتش و یک موج متعاقب
آشوب که آنها نمی توانستند آن را متوقف نمایند می ترسیدند. این موج شامل توده ها، بیشتر جوانان، که