اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٤٠ - ارزیابی نفوذ شوروی در افغانستان
مثلاً حفیظ اللّه امین نخست وزیر، اخیرا به یک خبرنگار گفت: که اگر افغانستان از لحاظ نظامی در
معرض حمله قرار گیرد اتحاد شوروی «یقینا» همه گونه مساعدت مورد نیاز را فراهم خواهد کرد.
(تلگراف شماره ٦٥٦٣ کابل) بسیاری از ناظران دیپلماتیک محل معتقدند که مسکو به خود اجازه داده
است که کاملاً و علنا در این مبارزه متعهد شود.
بنابراین اتحاد شوروی استطاعت آن را ندارد که اردوی سوسیالیستی جهان، شاهد کوتاهی آن در
حفاظت از یک حزب مارکسیستی لنینیستی برادر یعنی؛ حزب دمکراتیک خلق افغانستان و یک «انقلاب
ترقی خواهانه» باشد. البته ماهیت تعهد شوروی احتمالاً از نظر مسکو دارای انعطاف هایی می باشد.
١٢ همچنین ممکن است که شورویها حتی خود را به طور برگشت ناپذیری نسبت به جمهوری
دمکراتیک خلق افغانستان متعهد شمارند.
دیپلماتهای محلی شوروی با زحمت زیاد این نکته را روشن می سازند که تعهد حکومت مطبوع آنها
محدود به «نجات انقلاب» و حفظ دست آوردهای اجتماعی و اقتصادی آن است (از قبیل مبارزه علیه
بی سوادی، برطرف کردن کنترل های فئودالی بر زنان و ازدواج، لغو رباخواری برای اعتبارهای کشاورزی
و اصلاحات ارضی). همان طوری که مقامات شوروی در مناسبتهای مختلف اعلام داشته اند: «عقربه
ساعت را نمی توان به عقب بازگرداند.»
این فرمول بندی نظریات شوروی از سوی بعضی از ناظران بدین معنی تلقی شده است که اتحاد
جماهیر شوروی می تواند با یک رژیم جانشین غیرحزب خلقی که متعهد به حفظ این دستاوردهای
«ترقی خواهانه» باشد زندگی کند. شورویها احتمالاً پی می برند که در صورتی که مسکو بالمآل به این نتیجه
برسد که هزینه تمام شده برای حفظ رژیم خلقی از لحاظ سیاسی و نظامی به نحو ناپذیرفتنی بالاست،
تقریبا هر نوع حکومت دیگری در کابل، درنتیجه واقعیتهای ژئوپلیتیک، ناگزیر خواهد بود مناسبات
صلح طلبانه و پایداری با همسایه بزرگ شمالی خود داشته باشد و تعهدهایی از جانب یک رژیم جدید
افغانی برای «حفظ ثمره های انقلاب صور» نیز لازم خواهد شد.
١٣ چشم انداز آینده بسیار نزدیک: هر چند در هفته های اخیر روشن شد که شورویها ترجیح
می دهند یک نوع سازش سیاسی که ضدیت گسترش یافته داخلی را نسبت به رژیم خلق کاهش دهد،
حاصل شود، دیگر به نظر نمی رسد که چشم انداز قریب الوقوعی برای چنین موفقیتی در این زمینه پیدا
شود. «دامنه دارتر کردن پایگاه سیاسی» رژیم افغانستان تا زمانیکه خلقیها در تصفیه همه عناصر ممکن
رقیب مداومت می کنند و حتی از فرقه های ناراضی خلقی هم نمی گذرند، دیگر ممکن نیست. به هر صورت
ترمیم پستهای کابینه در میان همان «سربازان» «طرفدار روسیه» مارکسیست لنینیستی در کابل دیگر
نمی تواند بر روی هزاران نفر از مجاهدین که در کوهستانها مستقر شده و ماههاست برای برقراری مجدد
یک هویت ملی اسلامی در افغانستان می جنگند تأثیری داشته باشد.
١٤ شورویها اکنون چنین به نظر می رسد که تسلیم قضا و قدر برای ادامه پشتیبانی از دستگاه رهبری
ترکی و امین شده اند، ولی با شرایطی که خود تعیین می کنند، به خلقیها ظاهرا از سوی روسها دستور داده
شده است که لحن آن جنبه هایی از انقلاب خود را که مخالف برانگیز است ملایم تر کنند. لفاظیهای
مارکسیستی لنینیستی در اینجا به مرحله گنگی رسیده است. برنامه جنجال برانگیز اصلاحات ارضی
«تکمیل شده» اعلام شده است. رهبران حزب خلق بر یکسانی برنامه های خود با اسلام تأکید کرده اند.