اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٢٦ - عکس العمل نسبت به دولت بازرگان
سهمگین باشد... به هر حال این احتیاج به یک رهبری دارد و سفارت تردید دارد که شریعتمداری مایل
باشد که از برج آجر گلیش پایین بیاید و در سنگر بجنگد. حتی اگر او مزاجا و خلقا برای رهبری یک جناح
مخالف شایسته باشد (که نیست)، روابط گذشته او با رژیم شاه او را به واسطه امکان افشای این معاشرتها،
لکه دار و زخم پذیر می سازد» (سند ٣٩)
در مورد عملکردها و نقطه نظرات آقای شریعتمداری انشاءاللّه در مجموعه های آینده بیشتر بحث
خواهد شد. برخوردهای عملی خط میانه بعد از انقلاب بیشتر بر اساس رهنمودهای آمریکا و برخاسته از
مفاهیم دمکراسی غربی و انگیزه های جاه طلبیهای فردی و گروهی عناصر این طیف بود. نشریات
گوناگون، فریادهای حقوق بشری و امثال آن از سوی عناصر خط میانه صرفا مسائلی نبوده که به خاطر
نفس دمکراسی و اعتقادشان به اجرای آنها مطرح شده باشد بلکه بیانگر تلاشهایی بود که برای نشان دادن
علایمی از حیات خط میانه در صحنه سیاسی ایران و قدمهایی در جهت هماهنگ نمودن و واحد عمل
کردن این خط در برابر خط اسلامی انقلاب صورت می گرفت. این اعمال به اضافه عملکردهای لیبرالی
دولتمردان موقت بارقه های امیدی بود برای آمریکا تا نسبت به حضور و تداوم سیاستهای امپریالیستیش
در ایران نگرانی به خود راه ندهد و حتی ترس آمریکا از ارسال کمکهای مالی و علنی به این گروهها ناشی
از این سیاست بود که: «هرگونه ارتباط ضمنی با دولت آمریکا می تواند با توجه به انزجار عمومی نسبت به
سیاستهای آمریکا به معنای مرگ گروه سیاسی جدید تلقی گردد.» (سند ١٠). در این میان عملکردهای
خط شریعتمداری و همگامی با کلیه باند ضد انقلاب همان گونه که در سند شماره ١٤ و سندهای دیگر
آمده تحت پوشش حزب خلق مسلمان تأییدی است بر گفتار بالا:
«به علاوه، خود جنبش علائم فزاینده ای از عدم اتحاد نشان می دهد، که حزب خلق مسلمان وفادار به
آیت اللّه شریعتمداری به طور فزاینده ای آماده رقابت با تسلط نیروهای وفادار به خمینی می باشد. حزب
جمهوری خلق مسلمان در چنگ زدن به موضوع آزادی مطبوعات به عنوان یک چماق سیاسی برای
استفاده از رقبای اسلامیش سرعت به خرج داده است.
خود شریعتمداری چند روز پیش گفت.که دولت موقت ایران اختیار قانونی برای ترویج قوانین جدید
را ندارد...»(سند ٢٦)
عکس العمل نسبت به دولت بازرگان