اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٤٢ - رئیس بانک مرکزی محمدعلی مولوی و ابوالحسن بنی صدر
از نزدیک دارد، گزارش می دهد که مولوی در مقابل خط مشی های ابوالحسن بنی صدر در موضع تابعیت
قرار دارد، از حمایت خمینی برخوردار نیست و از لحاظ سیاسی منحصرا متکی به آیت اللّه شریعتمداری
است. با این حال نسبت به بنی صدر که بسیاری او را یک اقتصاد دان رادیکال و یک احمق می دانند این
واهمه وجود دارد که نسبتا بخت یارش باشد تا یک مقام اقتصادی بالایی به دست آورد.
٣ از قراری که گزارش شده، مولوی مدت کوتاهی پس از انتصاب خود با خمینی دیدار کرد. و
دیدگاههای خود را در مورد بانکداری که ماهیتا دیدگاههای مدرنی هستند ابراز نمود. خمینی ( در قبال
آنها) برافروخت. در اوائل مارس، ابوالحسن بنی صدر تنها کسی که به معرفی خود سخنگوی اقتصادی در
دوران پیش از کودتا برای خمینی بود و اکنون نیز مفسر پر سر و صدای نظریه اقتصادی انقلاب (مرجع
الف)، و اکبر هاشمی رفسنجانی که یک ملاست به عضویت در هیئت کنترل ذخیره اسکناس بانک مرکزی
به جای دو نماینده مجلس انتخاب شدند. در آن زمان ما در گزارشهایمان اهمیت چندانی برای آن قائل
نشدیم، چرا که فکر می کردیم این هیئت در تعیین خط مشی نفوذ کمی دارد و از آن کمتر وجهه اش به عنوان
سکویی برای نفوذ اجتماعی است. منبع ما می گوید که بنی صدر و آن ملا دفترشان را مجاور اتاقهای رئیس
بانک قرار دادند و اینک او را کنترل می کنند، او بدون تصویب آنها به هیچ کار مؤثر دست نمی زند.
٤ بنی صدر در آغاز چندان به تبعیت از اقتصاد معمول کتابها اعتقاد نداشت و اقتصاددانان حتی آنها که
ملتزم انقلاب بودند (تلگرام مرجع الف) دیدگاههای وی را نسخه ای که فاجعه اقتصادی به بار می آورد
می دانستند انکار تمامی قروض خارجی، ملی کردن بانکها، بانکداری بدون بهره، خاتمه دادن به نفوذ
خارجی در بانکداری، سازمانهای خدماتی دیگر و تعلیم و تربیت، و محدودیت تولید نفت تا ٤٠ درصد
سطوح پیشین تولید مشمول این نسخه بودند. شاید حضور و رابطه متقابل با گروههایی که در تهران بودند
موجب گردید که او در سخنرانی ١٣ مارس خود در بانک مرکزی تحت عنوان «سیستم بانکداری در
جمهوری اسلامی» تعدیلاتی در دیدگاهش به عمل آورد. او ضمن طرفداری از لزوم تغییرات درباره
تغییرات ریشه ای سریع هشدار داد. در مورد نرخهای بهره، او گفت که الغای آنها تنها بازاریها را ثروتمند
خواهد کرد و تنها نتیجه اش بدتر کردن وضع موجود اقتصاد خواهد بود. ملی کردن بانکها هیچ موفقیتی به
بار نخواهد آورد. او باز هم نفوذ خارجی را خصوصا در بانکداری و صریحا بانک توسعه را به عنوان تعیین
کننده سیاست و مجری سیاست ورشکسته صنعتی کردن مورد حمله قرارداد (این دیدگاه تماما هم غلط
نیست). او برای بانکداری ایران پنج مشخصه ذکر کرد (١) نرخ بالای بهره (٢) کمبود اعتبارات
سرمایه گذاری خصوصا برای فقرا (٣) تنظیم ناقص آن توسط بانک مرکزی که دائما سیاست پولی
ورشکسته ای داشت، (٤) با نداشتن بازپرداخت و ROLL -OVER و (٥) تحت نفوذ بانکهای خارجی.
٥ بنی صدر همچنان به ایراد سخنرانیها (هر چند نه به اندازه یک یا چند سخنرانی در روز طی اولین
ماه پس از کودتا) و نوشتن در مطبوعات ادامه می دهد. رابطهای ما به طوری که اذعان کرده اند تعصبات
خود را ارائه می کنند، اما همه وی را یک احمق به حساب می آورند. از طرف دیگر با صحبت فراوان در
مورد اینکه شغل وزارت امور اقتصادی در دولت آینده به او داده خواهد شد اکثر آن رابطها نفوذ رو به
تزایدی را برای وی پیش بینی می کنند. تا هنگامی که اطلاعات مربوط به داشتن یک شغل تقریبا تمام وقت
در بانک مرکزی به دستمان نرسیده بود، ما نمودار نسبتا پایین فعالیت وی را تصور می کردیم ناشی از قطع
نفوذ و فعالیت اقتصادی وی می باشد، این نتیجه گیری ظاهرا غلط از آب درآمد.