اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٠٠ - انتظار در کنار صحنه، سلامتی
او به مدرسه انگلیسی زبان حبیبیه در کابل رفت و بین سالهای ٣٠ ١٩٢١ در فرانسه درس خواند. او بعدا
به مدرسه افسران پیاده نظام در کابل وارد شد. از سال ١٩٣٢ تا ١٩٣٨ داود فرماندهی عموم و فرمانده
استانهای شرق و قندهار بود، جایی که از او به عنوان کسی که تغییرات فرهنگی و اجتماعی و پیشرفتهایی
در متدهای کشاورزی به وجود آورده بود، نام برده می شد. در سال ١٩٣٩ او فرمانده نظامی کابل شد و در
اوایل سال ١٩٤٠ او به عنوان فرمانده عمومی نیروهای مرکزی ارتش خدمت می کرد. داود در خلال
سالهای ٤٨١٩٤٦ وزیر دفاع ملی بود و بعد سفیر در کشورهای فرانسه، سوئیس و بلژیک شد. در سال
١٨٤٩ او دوباره به مقام وزیر دفاع ملی منتصب شد و رئیس اولین گروه از وزرای شورای عالی کشور بود.
در سال ١٩٥٣ داود به سمت نخست وزیری، وزیر دفاع و وزیر طرح ریزی منتصب شد. ظاهر شاه او را
در سال ١٩٦٣ به خاطر سیاست ناسازگاری نخست وزیری در قبال پاکستان برکنار نمود. پیشنهاد شده
بود که داود می توانست مقام خودش را نگه دارد، ولی تصمیم گرفت تا به خاطر انسجام خانواده
شاهنشاهی استعفا بدهد.
انتظار در کنار صحنه، سلامتی
انتظار در کنار صحنه
بازنشستگی داود، در قدرتش و در امکان اینکه او از این قدرت برای برگشتن به سر کار استفاده کند
خللی وارد نکرد. ناظرین معتقدند که حضور این شخص قدرتمند در کنار صحنه، اعتماد عمومی را
خدشه دار کرد؛ که به عدم اجرای موفقیت آمیز تجربه ظاهر شاه در دموکراسی و تغییرات قانون اساسی او
در ١٩٦٤ منتهی شد.
در اوت ١٩٦٨، داود و شاه برای یک آشتی کوشش کردند. مذاکرات آنها موفقیت آمیز نبود. برطبق
گفته یک مقام دولتی افغان، در سال ١٩٧١ داود به طور خصوصی نارضایتی خودش را در مورد شاه اظهار
کرد، کسی که او احساس می کرد کشور را دارد با اهمیت ندادن و تحمل فساد اخلاقی در میان اعضای
خانواده سلطنتی خراب می کند. داود و برادرش شاهزاده محمد نعیم احساس کردند که قانون اساسی،
خانواده سلطنتی را به مشغول شدن به فساد تشویق کرده است. آنها از داشتن شغلهای اجتماعی منع شده
بودند، لذا اعضای خانواده سلطنتی کوشش کردند که روی اشخاصی که این شغلها را داشتند، تأثیر
بگذارند.
در یک پیشگویی، داود گفت که اعتماد زیاد شاه به ارتش می تواند باعث سقوط سلطنت شود. او شاه را
متهم به خفه کردن ابتکارات وزرا کرد و هنوز بر این عقیده بود که برکناری او به عنوان نخست وزیر در سال
١٩٦٣ نتیجه یک کنایه و شایعه بود. طبق گفته مقام افغانی فوق، داود، شاه را وادار کرده بود که اصلاحات
لازم را انجام دهد.
سلامتی
داود تحت معالجات پزشکی در سوئیس در سال ١٩٥٩ برای چیزی که در آزمایشات، دیسک جابه
جا شده شناخته شده بود، قرار گرفت.
در جستجوی کمک بیشتر پزشکی در وین در سال ١٩٦٠، معلوم شد که او از تنظیم نبودن ستون فقرات و
روماتیسم رنج می برد؛ اگر چه درباره او گزارش شده که علیرغم دنبال کردن یک زندگی شبانه سنگین