اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٠
مجمع مخالفین در جاده کرج
متین دفتری درباره گردهمایی حدود یک هزار تن از مردم در روز تعطیل عید قربان اول آذر (رجوع
کنید به گزارش تهران ١٠٤٢٨) شرح داد. صاحب یک ملک، در تقاطع دو جاده از تهران به کرج، حدود
نیمه راه کرج، دعوت نامه ها را فرستاده بود. جریان نیمه عمومی بود و تنها کسی که صحبت می کرد، همان
طور که معمول روزهای مذهبی است، یک آیت اللّه بود. متین دفتری اقرار نمود که آیت اللّه، محتمل جای
خود را به دیگر سخنرانان می داد که به صورت غیر رسمی اوضاع سیاسی فعلی را از دید خود تشریح و
چاره خود را ارائه بکنند. به تدریج که متین دفتری در صحبت گرم شد این را هم آشکار کرد که جمعی از
طیف گوناگونی از اعضای قدیمی جبهه ملی، پیروان جدید (بعضی با همسران یا فرزندان خود) و دیگر
کسانی که به حضور شاخص رهبران جبهه ملی و دیگر مخالفان جلب شده بودند، تشکیل شده بود.
هنگامی که آیت اللّه آغاز به سخنرانی کرد، خیل بزرگی از مردان (وی تعداد آنها را بیش از ٥٠٠ ذکر کرد) به
باغ ریختند و صفهایی تشکیل دادند. آنها شیشه ها و درها را خرد کردند و به خانه حمله ور شدند. لوازم
منزل را به طرف آنها که در خانه اجتماع کرده بودند، پرتاب کردند و با چماق، زنجیر و سلاحهای مشابه ای
که داشتند بدون تمایز، دست به کار زدن آنها شدند. بعضی که عقب بودند به سختی کتک خوردند. اما
متین دفتری همراه با یک قاضی مسن تر به نام «بنی صدر» (تلفظش این چنین بود) و یک مرد دیگر به نام
«تابینی» توانستند به خیابان راه بیابند. کسی سعی نکرد آنها را متوقف کند، اما آنها مجبور بودند از صفهای
منظم حمایت کنندگان چماقدار که آنها را می زدند عبور کنند. در طول جاده برنامه مشابهی انجام شد تا
اینکه آنها به جاده اصلی رسیدند و مشاهده کردند که ژاندارمهای مسلح به مسلسل راه آنها را بسته بودند.
آنها صف خود را باز کردند تا متین دفتری و همراهانش رد بشوند. اما کمی پس از آن، پس از طی مسافتی
در جاده اصلی، آنها با یک مرد بسیار بدزبان مواجه شدند که پرسید از کجا آمده اند و سپس به خاک و گل
کشانده شدند و کتک خوردند. قاضی مسن و متشخص اعتراض کرد که ما هیچ کار غیرقانونی انجام
نداده ایم. آن مرد سپس دستور داد که همراهان خود به گروهی که متین دفتری در رأسشان به سختی کتک
خورده بود، حمله بردند. او گفت که به محل ستون فقرات وی ضربه وارد شد و برای ١٠ ثانیه بدنش کرخت
شد. وی همچنین از ناحیه سر هم مضروب شد و چند ثانیه بر روی زمین بی هوش افتاد. قاضی بیشتر
مجروح شده و هنوز مانند دیگر همراهانشان، در بیمارستان است.
بالاخره یک نفر که در جمع حضور داشت و اوضاع آنها را دیده بود، آنها را بلند کرده و با خود رسانده
بود. متین دفتری اتومبیل خود را نیاورده بود و آن را شانسی تلقی می کرد، زیرا قبل از حمله به خانه تمام
اتومبیلهای پارک شده در بیرون به طور منظم خرد شده بودند. متین دفتری تردیدی نداشت که مهاجمین
سازمان یافته، برای کتک زدن، بدون ایجاد جراحتهای کشنده تربیت شده بودند. وی مردی را می شناخت
که توانسته بود به سلامت در رفته و در اتومبیل خود پناه گیرد. اگر چه این احتمالاً بدان دلیل بود که وی پسر
١٠ ساله خود را همراه داشت.
واقعه لاهیجان
لاهیجان شهری است در کناره خزر که در آن دانشکده کوچکی وجود دارد. دانشجویان از منوچهر
هزارخانی، دکتر مشهور دعوت کرده بودند تا درباره اثرات تشعشع که رشته اش می باشد سخنرانی کند. آن