اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٢٣ - کردستان (١)
دسکی نماینده حزب دمکرات کردستان با او نهار خوردم. هدف ظاهری دسکی حفظ ارتباط بامأموران
اداره بود».
جنبش خودمختاری در ایران
در ایران خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی تبهکاران بسیاری هویت کردی را وسیله قراردادند
تا جاه طلبیهای سیاسی خود را ارضاء کنند. حزب دمکرات و سران فاسد آن در رأس آنها قرار داشتند و
اکثرا از کمکهای رژیم بعث عراق برخوردار بودند.
از جمله این افراد یک فئودال زاده به نام قاسملو بود که (نقل از سند): «با نیروی تمام بر ادعای خود
اصرار داشته که وی برجسته ترین سخنگوی غیرمذهبی کردهاست... او در خانواده ثروتمندترین زمین دار
در ارومیه (رضاییه سابق) در کردستان ایران متولد شد. پس از یک سالی که به عنوان دانشجوی اقتصاد در
پاریس به سر برد به پراگ رفت و از آنجا تا سال ١٩٥٣ که به ایران بازگشت ادامه تحصیل داد. تا آن موقع
قاسملو یک عضو کمیته اصلی حزب دمکرات کردستان و مأمور رابط حزب توده ایران بود». مابقی زندگی
او نیز تا پیش از انقلاب اسلامی حاکی از رفت وآمدهای متعدد به چکسلواکی، شوروی، عراق و فرانسه
می باشد. علیرغم اینکه او ارتباط با رژیم عراق را شدیدا تکذیب می کند، اسناد بسیاری وجود این رابطه را
آشکار می کنند. یکی از جاسوسان سیا در حدود مهر ٥٨ گزارش داده: «قاسملو بیشتر اوقات خود را در
عراق می گذارند و به ندرت به ایران می آید». موساد اسرائیل نیز از قول جاسوس خود که نزدیک به محافل
دولتی عراق است به سیا گزارش می دهد: «مذاکرات بین دولت عراق و دبیر کل حزب دمکرات کردستان
ایران عبدالرحمن قاسملو با موفقیت انجام شد. قاسملو با افراد طالبانی همکاری نمود.»
یکی از جاسوسان که سیا به او مأموریت داده بود تا به، منطقه کردستان برود، از قرار معلوم با قاسملو
روابطی داشته و تا آنجا که اسناد به دست آمده نشان می دهند قرار بوده نامه ای را از همسر فرنگی قاسملو
گرفته و تحویل او دهد. (نقل از سند): «(جاسوس مذکور) مطابق برنامه اش باید در ١٨ شهریور ٥٨ عازم
پاریس شود تا النا قاسملو را ببیند و نامه ای بگیرد و آن را به شوهرش برساند.» از مفاد این نامه و روابط بین
قاسملو و این جاسوس فعلاً اطلاعی در دست نیست. ولی بنابر قرینه اینکه جاسوس مذکور نیز از اعضای
حزب دمکرات بوده می توان حدس زد که این رابطه دارای مبنای تشکیلاتی بوده است.
پست سخنگوی مذهبی جنبش خودمختاری نیز خالی نمانده و یکی از عناصر ساواک منحله به نام
عزالدین حسینی بر داشتن آن اصرار می ورزیده است. سیا درباره او نوشته: «در سال ١٩٦٤ به حزب
دمکرات پیوست، ولیکن وی اکنون ادعا می کند که در جهت حفظ اهداف خود از حزب استعفا کرده است.
او می گوید که فعالیتهایش براساس ناسیونالیسم کردی، سوسیالیسم منطقی و اخلاقیات می باشد، که بدون
اینها مردم هیچ اجتماعی نمی توانند زندگی صحیحی داشته باشند.»
وی با آنکه ناسیونالیست کرد، سوسیالیست منطقی و یک اخلاقی دمکرات بوده و بهره ای از اسلام
نبرده است، در کمال گستاخی لباس شامخ روحانیت اسلام را مزورانه بر تن کرده تا به ساحت مقدس آن، به
خیال خود خدشه وارد کند. این واقعیت هم که حسینی با سران رژیم شاه و ساواک همکاری می کرده با
همکاری که پس از انقلاب اسلامی با عراق مأمن ساواکیها و سران رژیم طاغوت داشته، تأیید می شود.
جاسوس اعزامی سیا به کردستان گزارش می دهد که:«حسینی نیز در عراق مخفی است. اما مکررا به