اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٤١ - ارزیابی نفوذ شوروی در افغانستان
شورویها و خلقیها نومیدانه می کوشند دفع وقت کنند. در کشوری که طول متوسط عمر از چهل سال
تجاوز نمی کند، کمونیستها می دانند که عناصر مسن تر مخالف، بالمآل از صحنه ناپدید خواهند شد. آنها
امیدهای خود را بر روی جوانان استوار کرده اند. از طریق شست و شوی مغزی تحت راهنماییهای شوروی
در رسانه های گروهی و در مدارس، متوجه شده ایم که خلقیها ممکن است عده ای از جوانان افغانی را در
صفوف خود گردآورند. علاوه بر این فارغ التحصیل های دبیرستانهای افغانستان برای تحصیلات
پیشرفته تر و آموزش بیشتر به اتحاد شوروی و سایر کشورهای کمونیست فرستاده می شوند (مثلاً اخیرا
هزار و پانصد نفر به اتحاد شوروی فرستاده شدند). بسیاری از اینها پس از دریافت شستشوی مغزی به
عنوان کادر با ارزش باز خواهند گشت و عده ای نیز ممکن است به عنوان ضدشورویهای تند و تیز
بازگردند.
١٥ فوری ترین مسئله در این استراتژی دفع وقت: رژیم حزب خلق تا چه مدتی می تواند در مقابل این
رویه تحلیل رفتگی نیروی انسانی ایستادگی کند؟ هر ماه از طریق تلفات میدانهای جنگ و فرار از
میدانهای جنگ و تغییر جبهه، تعداد زیادی از سربازان افغانی از دست می روند. اشخاصی که تغییر جبهه
داده اند یا از جبهه فرار کرده اند. شامل واحدهایی تا سطح تیپ هستند که همراه با سلاحهای روسی خود و
مهارتهای حرفه ای که برای کاربرد آنها به دست آورده اند به صفوف شورشیان پیوسته اند. همان طوری که
قبلاً گفته شد اتحاد جماهیر شوروی ساز و برگ نظامی سخاوتمندانه ای برای افغانستان فراهم می کند، ولی
کمبود نیروی انسانی، اکنون به چنان مرحله بحرانی رسیده است که سربازان آموزش دیده کافی برای
مجهز کردن آنها با این سلاحها وجود ندارد. و در سرتاسر افغانستان تانکهایی که بدون سرنشین هستند به
فراوانی به چشم می خورند.
١٦ در مرحله معینی قابل تصور است که دستگاه رهبری ترکی و امین ممکن است خود را ناگزیر
احساس کند تا تقاضای سربازان رزمی شوروی را برای حفظ بقای خود بنماید. تصور می شود که رهبران
افغانستان به ماده چهار پیمان دوستی شوروی و افغانستان که در پنج سپتامبر ١٩٧٨ به امضاء رسیده
استناد کنند. معذالک عقیده ما این است که این ماده که به وسیله قانون دانان تردست شوروی تنظیم شده
است، شوروی را به طور خود به خود متعهد به مداخله نظامی در صورتی که بخواهد اقدام کند، نمی نماید.
(از سوی دیگر چنین به نظر می رسد که این ماده شوروی را مجاز می کند که حتی در زمان صلح مداخله
کند). بیشتر ناظران دیپلماتیک در محل تصور می کنند که شورویها می خواهند از یک چنین درگیری تا
زمانی که یک خط مشی خفیف تری قابل عمل باشد اجتناب کنند، ولی این امکان را منسوخ نمی کند که
اتحاد شوروی ممکن است خود را ناگزیر احساس کند که تصمیم بگیرد تا «برای نجات انقلاب» و «یک
حزب برادر» لازم شده است نیرو به افغانستان بفرستد و در چنین صورتی درگیری شوروی محدود
خواهد بود؛ مثل نیروهای ویژه هوابرد که برای حفاظت از تأسیساتی که شهروندان شوروی در آن کار
می کنند حضور دارند، معذالک بالمآل حضور نظامی اتحاد شوروی ممکن است گسترش یابد.
١٧ سایر ناظران دیپلماتیک در محل تصور می کنند که شورویها در آخرین تحلیل، از پشتیبانی رزمی
از رژیم خلقی در افغانستان خودداری خواهند کرد و چنین قضاوت خواهند کرد که احتمالات به نفع آن
است که مسکو بتواند با تقریبا هر نوع از رژیم جانشین رژیم کنونی مراوده و معامله داشته باشد. مسکو
احتمالاً متوجه اظهارات رهبران شورشی افغان در پیشاور (پاکستان) مانند سید احمد گیلانی شده است که