اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٢١ - ماهیت مخالفان رژیم در افغانستان
ستون فقرات مرکزی هلالی شکل کشور (که جمعیت شیعه هزاره آن که در پائین ترین درجه نردبان
اقتصادی و اجتماعی افغانستان قرار دارد، شاید برای آن می جنگند که از سرکوبیها گذشته که به دست
حکومت مرکزی تحت سلطه پشتوها دیده است، انتقام گیری کند). منطقه اطراف شهر هرات (که در آنجا
نشانه هایی در دست است که «نفوذ» یا «تجربیات» ایرانیان ممکن است به شورشیان فارسی و پشتو کمک
بکند) و مناطق کشاورزی ترکمن نشین و ازبک نشین هندوکش (هر چند در این مناطق ارتش کمتر حضور
دارد و زدوخوردها به مقیاسهای زد و خوردهای در امتداد مرز پاکستان و افغانستان نیست). شواهد
درباره هماهنگی این کوششها بسیار کم است و لااقل تاکنون این عملیات موفق آمیز به ابتکار ساکنان
محلی که به دفاع از سرزمین زاد و بومی خود می پرداختند، انجام گرفته است. اگر عصیانگران عملیات
بزرگی را در خارج از این مناطق انفرادی به راه بیندازند (همان طوری که اکنون در مورد نورستان صدق
می کند)، مشکلات رژیم به طور آشکارا ممکن است دشوارتر شود.
٨ تظلمات اساسی مخالفان ظاهرا برای توجیه زد و خورد دراز مدت کافی به نظر می رسد. دو مفهوم
بر این «گلایه ها» که انگیزه عناصر مخالف است و عصیانگری کلی این کشور را به مقیاسهای بزرگتری از
سایر ملاحظات تحریک می کند عبارتند از:
اول این مفهوم همگانی که دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک افغانستان از «خدا نشناسهای
کمونیست» تشکیل شده و اینکه گروه ترکی و امین روح ملی افغانستان و آینده آن را به مسکو فروخته
است. ترس از سرکوبی نهایی حقوق مذهبی آنها به نمونه آسیای مرکزی شوروی (لازم به یادآوری است
که بسیاری از مسلمانان از این مناطق در قرن بیستم برای حفظ تمامیت مذهبی خود به افغانستان
گریختند) و نفرت سنتی افغانیها نسبت به همسایه شمالی نیرومند (و بنابراین تهدید کننده)، هنگامی که با
سلاحهای مدرن و اراده برای انتقام یکجا شود مشکل بزرگی پیش خواهد آورد. اینها احساسات و
عواطفی هستند که کمتر احتمال می رود به سرعت کاهش یابد و بنابراین از میان بردن آنها به کمک زور
فوق العاده دشوار است.
٩ در عوض برنامه های عمده اصلاحی رژیم (کاهش بیسوادی، اصلاحات ارضی، برطرف کردن
شیربها و ممنوع کردن رباخواری) باعث مخالفتهای پراکنده ای شد ولی عصیانگری مداوم با خصومت با
این برنامه ها ارتباطی ندارد، هر چند هم این برنامه ها از محبوبیت عمومی برخوردار نباشد. آنچه که روشن
است این است که برای اینکه حتی افغانها بر علیه سلاحهای جدید یک حکومت مصمّم و بی امان اسلحه به
دست بگیرند، عواطف بسیار عمیقی لازم است و چنین عواطفی در واقع در صحنه سیاسی کنونی
افغانستان حکمفرماست.
١٠ برای اینکه رژیم بتواند روند کنونی را معکوس کند راههای اختیاری معدودی در دسترس
می باشد. دستگاه رهبری جمهوری دمکراتیک افغانستان ظاهرا راههای اختیاری سیاسی بسیار
محدودی دارد که اگر اتخاذ شود بتواند فرصتهایی برای معکوس کردن جریان کنونی داشته باشد. حکومت
عده ای از برنامه های خود را (به ویژه اصلاحات ارضی را) «با موفقیت انجام یافته» اعلام داشته است، ولی
این اقدام اثر ملموس ناچیزی بر سطح زد و خوردها داشته است و این تحولی است که این استدلال را که
اصلاحات رژیم علل ریشه ای رشد نیروهای مخالف نبوده است، تقویت می کند.
١١ دستگاه رهبری برای سروکار داشتن با مسئله مذهبی یک مبارزه، روابط عمومی دامنه داری را به