اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٣٨ - وضع داخلی از نگاه مهدی پیراسته
کردم. تو گویی پیراسته با همه موافقت داشت.
قبلاً پیراسته سه نکته از برنامه خود برای حل مشکلات روز را شرح داده بود که عبارتند از: اولاً جلب
مخالفین مذهبی برای جدایی آنها از دیگران و شناسایی واقعی بقیه. ثانیا اجرای مبارزه مؤثرتری بر علیه
فساد، با گذراندن قانونی مبتنی بر قانون ١٩٥٩ که افراد را ملزم می نمود نشان دهند که ثروتشان از کجا
آمده. (در ٣٠ سپتامبر یک مقاله روزنامه این مطلب را پیش کشیده بود که در تلگرام تهران ٨١٣٤ گزارش
شد). او این قانون را در مورد حدود ٤٠٠ مستخدم ارشد دولتی جاری خواهد ساخت، با این انتظار که
محاکمه آنها منجر به تعقیب بازرگانی که با تبانی با این مقامات سود برده اند، بشود. ثالثا دست به اصلاح
مراحل کار اداری خواهد زد تا مردمی که دستشان از وسایل کوتاه است، خدمات بهتری از مستخدمین
دولتی عایدشان شود. او چند طریقه برای دستیابی به این مسئله را نام برد.
نظریه: پیراسته آشکارا فردی است دلپسند با گذشته ای طولانی. به علت سابقه مذهبی وی که با خمینی
نزدیکی دارد، ممکن است در حال حاضر، عنصری مفید باشد. دامنه کارآیی وی و ارتباطش با وضع
موجود، باید در هفته های آتی آشکار گردد. (در ضمن، نظر چند تن از کارمندان سفارت بر این است که او
یک عامل انگلیسی است.)
بخش سیاسی: جی. بی. لامبراکیس
١٥ اکتبر ١٩٧٨
وضع داخلی از نگاه مهدی پیراسته
سند شماره (٢٣)
خیلی محرمانه، یادداشت مذاکرات
محل و تاریخ: سفارتخانه ١١ اکتبر ١٩٧٨ ١٩ مهر ٥٧
شرکت کنندگان: خسرو اقبال جرج بی. لامبراکیس سفارت آمریکا در تهران
موضوع: وضع داخلی
خسرو اقبال، برادر ناتنی منوچهر اقبال، نخست وزیر پیشین که اخیرا فوت شده، می باشد. او از
پاریس، که بیشتر اوقات خود را به سبب «تشنجات» داخلی در آنجا می گذارند بازگشت. او این وضع را
بدتر از اوضاع سال ١٩٥٣ می داند و تا حل شدن آن اینجا می ماند. اولین حرف او این بود که چه کسی
بجای شاه خواهد نشست و اگر فردا او بمیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ موقعی که من یادآور شدم که
نشانه ای در دست نیست که شاه در وضع سلامتیش دچار اشکال باشد، او گفت که آدم هیچوقت نمی تواند
این چیزها را پیش بینی کند. شاه سه سال پیش دچار حمله قلبی شد و اخیرا پس از شنیدن خبر کودتای
افغانستان، مبتلا به خونریزی معده شده و مجبور گشت برای طی دوره نقاهت از شیراز به کیش نقل مکان
کند. اقبال مدعی است که همه این مطالب را از پزشک شاه شنیده است.
اقبال دو روز پیش با علی امینی نهار خورد. امینی گفت که خودش برای نخست وزیری به مدت
طولانی خیلی پیر است اما حاضر بود که در یک دولت موقت، تا هنگامی که انتخابات آزاد افراد جوانتر را
بر سر کار آورد، این شغل را بپذیرد. به هر حال در شرایط حاضر آن را قبول نخواهد کرد. شاه همچنان به در
اختیار داشتن تمام قدرت اصرار می ورزد. امینی روز قبل از علی اردلان، وزیر دربار خواسته بود ملاقاتی
با شاه را برایش ترتیب دهد. امینی به وی گفته بود که این ملاقات در مورد صحبت نخست وزیر شدنش
نیست، بلکه به سادگی می خواهد که نظریات خود را به شاه بدهد، زاهدی نیز طرف تقاضای امینی واقع