اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٨٠ - کردها و مسکو
عراق و ترکیه مجذوب و فور نسبی در زندگی شهری شده اند و به نیروی کار شهری ملحق گشته اند. در
عراق بسیاری از کردها در دهکده هایی که دولت ایجاد کرده ساکن شده اند، جایی که نیروهای امنیتی و
ارتش می توانند فعالیتهای آنها را که از قدیم شامل حمل اسلحه، قاچاق و راهزنی بوده است به نحو بهتری
کنترل کنند.
از لحاظ تاریخی، هر تحولی در جو سیاسی هر یک از کشورهایی که اقلیت کرد قابل توجهی دارند،
منجر به جابجایی کانون فعالیتهای کردهای آن کشور می شود. علیرغم تقسیمات گوناگون قبیله ای و
ایدئولوژیکی در میان خود اکراد، تحولات در یک کشور و کردهایی که در کشورهای مجاور زندگی
می کنند، تأثیر می گذارد. در سالهای ١٩٢٠ و ١٩٣٠ کردهای ترکیه به قیامهای عظیمی علیه گرایشهای
مادیگرایانه و تمرکزدهنده آتاتورک دست زدند و خواهان حق خود مختاری و ایالتی کردن کردستان که
در قرارداد «سورز» در سال ١٩٢٠ به آنان وعده داده شده بود، گردیدند. از آن زمان تاکنون عراق تا حد
زیادی نقطه مرکزی بوده است. در سالهای ١٩٣٠ و ١٩٤٠ قبیله با نفوذ بارزانی علیه دولت عراق شورش
کرد. حکومت بغداد به کمک انگلیسیها شورش را سرکوب کرد. در سال ١٩٤٣ ملا مصطفی بارزانی فقید به
ایران گریخت، جایی که کردها در سال ١٩٤٥ «جمهوری خلق کرد» را در استان کردستان اعلام کردند. با
سقوط جمهوری در سال ١٩٤٦ بارزانی به شوروی رفت و در آنجاپناهنده شد.
کردهای عراق تا سال ١٩٥٨ بالنسبه خاموش ماندند تا آنکه سقوط رژیم سلطنتی عراق بار دیگر
رؤیاهای خود مختاری را در آنها زنده کرد. دولت جدید که توسط ژنرال «عبدالکریم قاسم» رهبری و
توسط روسها حمایت شد، کردهای بارزانی را مورد عفو قرار داد و اجازه داد که ملا مصطفی به کشور باز
گردد. معهذا، این آشتی دیری نپایید و در سال ١٩٦١ بارزانی بار دیگر طرفدارانش را به کوهستانها برد.
کردهای عراق تحت فرماندهی بارزانی نسبتا در انزوا قرار گرفته بودند، تنها کمک محدودی از ایران
دریافت می داشتند. علاوه بر اینکه در بین خود اکراد تفرقه ایجاد شده بود، بارزانی فرماندهی قبایل
کوهستانهای شمال را عهده دار بود و حزب شهرنشین تر دمکرات کردستان به فرماندهی «جلال طالبانی»
مناطق جنوبی تر را، معهذا، خود دولت قاسم با مشکلات داخلی احاطه شده بود و قادر نبود توجه کاملی
نسبت به اقلیتها داشته باشد.
عدم توانایی قاسم در سروکار داشتن با کردها یکی از علل سقوط وی در سال ١٩٦٣ بود. دولت بعث
جدید قول خود مختاری بیشتری را به کردها داد و اشاره کرد که آن دولت احتمال دارد که بخواهد
تقاضاهای کردهای را مبنی بر اینکه در قانون اساسی جدید، معاونت ریاست جمهوری و جانشینی
فرماندهی نیروهای مسلح و یک سوم اعضای کابینه را به کردها اختصاص دهد، را بپذیرد. لیکن وقتی
دولت بغداد سخنی از نوعی اتحاد با سوریه و یا مصر راند، کردها بر تقاضاهایشان پافشاری کردند، زیرا بیم
آن داشتند که مبادا در کام اکثریت عرب فرو روند. در اواسط سال ١٩٦٣ نیروهای عراقی به پناهگاههای
کردها حمله کردند. نزاع و اختلاف داخلی بار دیگر بارزانی و پیروانش را نجات داد، و در پاییز ١٩٦٣
دولت بعثی سقوط کرد و یک دولت ائتلافی به رهبری برادران عارف روی کار آمد.
برادران عارف هم سعی کردند که با کردها مصالحه نمایند، لیکن احساسات پان عربی این امر را غیر
ممکن ساخت پس از ١٨ ماه آتش بس دولت مرکزی به کردها حمله کرد. طی این مدت، بارزانی حزب
دمکرات کردستان را پاکسازی کرد و بسیاری از مخالفانش را وادار ساخت که رهبری او را بپذیرند. در