اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٤٣ - وضع قزوین
می توانست خیلی زننده باشد و کارشناس سفارت برای چند خیابان رل تظاهرکننده ای که شعار نمی داد را
قبول کرد تا موقعیت مناسبی پیش آید و از صف خارج شود. مانند راهپیماییهای عاشورا و تاسوعا در
تهران، راهپیمایی قزوین هم بسیار منظم بود. حدود ١٥ هزار نفر (خبر نگار بی. بی. سی. دیوید لین که
حضور داشت حدود ٥٠ هزار نفر تخمین می زد ولی این مسخره است) در هنگهای ٥٠٠ نفری تنظیم شده
بودند و سرود می خواندند. اینها توسط افرادی که شعارها را حمل می کردند و فواصل ثابتی را از گروه
جلویی حفظ می کردند، از هم جدا می شدند. راهپیمایی همچنین حدود ٣٠٠ نفر زن چادری به همراه
داشت. (تفسیر: وجود این همه زن نشانه عمق احساسات ضدشاهی در قزوین است، جایی که زنان به
ندرت خانه های خودشان را برای هر منظوری ترک می کنند.) مأموران انتظامات جوان، با دستبندهای
قرمز، نظم راهپیمایی را حفظ می کردند و مانع می شدند که جمعیت زیاد به نقاط حساس نزدیک شود؛
مانند پادگان ارتشی که توسط زنجیر مردم حفاظت می شد. راهپیمایی ظاهرا آرام بود. کارشناس سفارت
هیچ خشونتی را ندید، صدای تیر و یا شایعه زدوخوردی در رابطه با راهپیمایی نشنید.
٤ راهپیمایان قبلی اینقدر خوش شانس نبودند. در ٢٧ دسامبر حدود ٥٠٠ نفر که از ایستگاه
ژاندارمری می گذشتند توسط یک ژاندارم به نام زنجانی به آنها تیراندازی شد، سه نفر کشته شدند، و ٦ نفر
به دام آن ژاندارم افتادند (مشخص نیست چطور) و سه نفرشان فورا کشته شده بودند، یکی زخمی شد و
بعد مرد، یکی به پایش تیر خورد و جوانان دیگر فرار کردند و خبر را پخش کردند. در ٢٨ دسامبر مردم به
خیابانها ریختند و ٩٦ نفر دیگر کشته شدند.
٥ در شب اول و دوم ژانویه، ملاها در یکی از بیمارستانهای محلی به خاطر خانواده های کشته
شدگانی که از دادن جسدهای کشته شدگانشان جهت تدفین جلوگیری شد، اعتصاب نشسته کردند. تا
صبح جمعیت زیادی بین ٤٠ تا ٥٠ هزار نفر (به گفته دکترهای بیمارستان) برای حمایت جمع شده بودند.
در ضمن ارتش با نیروی ٧٠٠ نفری از زنجان تقویت شده بود. سربازان حمله کردند و جمعیت را متفرق
کردند و در خشونتهای بعدی در دوم و سوم ژانویه که طی آن ارتش به وضوح از کنترل خارج شده بود،
حداقل ٨٣ نفر دیگر کشته شده بودند. سربازها به یک گروه از راهپیمایان که از بازار خارج می شدند
تیراندازی کردند و آن طور که گزارش کرده اند ٣٢ نفر کشته شدند. (نظریه: کارشناس سفارت محل سوراخ
شده تیر را در دیوارها و درها مشاهده کرد که از ارتفاع زانو تا بالای سر متفاوت بود. بازار مانند هر جای
دیگری از شهر برای عزاداری تعطیل بود، لذا غیر ممکن بود که داستان این جریان را تأیید کنیم، ولی روشن
بود که تیراندازی بر علیه جمعیت، در آن محوطه بسته، تلفات زیادی خواهد داشت.)
٦ ارتش، مغازه های زیادی را غارت کرد و سپس آتش زد. کارشناس سفارت از مغازه ای که
گاوصندوق آن مانند قوطی ساردین باز شده بود، دیدن کرد. بزرگترین و جدیدترین هتل قزوین، پاساژ
هتل، که ٤٥ اطاق و ٤٨ مغازه داشت کاملاً غارت شده بود، که این به ضرر صاحب طرفدار خمینی آن، علی
زاهدی تمام شده بود که ٣٥ میلیون تومان (٥ میلیون دلار) ضرر داشت. می گویند ارتش همچنین تانکها را
به داخل چندین داروخانه برد، داروها را غارت کرد و بعد آنها را آتش زد. چندین دکتر هم از تهران و
شهرهای دیگر برای کمک به زخمیان آمدند. دکترهای محلی دیگری اعلام کردند که زخمیها را مجانی
درمان خواهند کرد و خانه های دو نفر از این دکترها مورد حمله سربازها قرار گرفت و آتش زده شد.
کارشناس سفارت، خانه یکی از اینها، دکتر (نام اول نامعلوم) دفتری را بازدید کرد. آیت اللّه خمینی خواسته