اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٦٣ - ملاقات با علی امینی
اساس تهران، که امینی عروسک خیمه شب بازی آمریکا یا جاسوس سیا است، شروع شد. امینی گفت آن
جنبه تا زمانی که وی جاه طلبیهایی برای نخست وزیر شدن در خود می پرورد برای او مهم بود. او سرانجام
تصمیم گرفت که چنان جاه طلبیهایی را انکار نماید و از اینرو در پی فرصت بود که با من مبادله نظرات کند.
٢ امینی گفت که وی تصمیم گرفته بود که می تواند با فعالیت به عنوان یک میانجی و سازمان دهنده
برای مصالحه به بهترین نحو به کشورش خدمت نماید. او و انتظام با شاه و همچنین گروههای مخالف به
طور نسبتا منظمی ملاقات می کرده اند. او گفت که احساس می کند پیشرفتی حاصل گردیده، ولی هنوز
می بایستی فاصله زیاد بی اطمینانی را پر نماید. او از جایی که می دانست ما نیز تماسهای مستمری با شاه و
گروههای مخالف داشته ایم از من پرسید که وضعیت را چگونه می بینم.
٣ من گفتم این گمان من است که شاه در تمایلش به تشکیل یک دولت ملی و پیش رفتن به سوی
انتخابات آزاد صادق است. عمق و قلمرو مخالفت عمومی با وی و رژیمش او را تکان داده بود. به هر حال
ما گروههای مخالف را برای مصالحه سر سخت و بی میل دریافتیم. آنها عمیقا به شاه بی اعتماد هستند و
احساس می کنند که هر نوع گفتگویی به طریقی به در تله افتادن منجر خواهد شد. آنها از سفیر کبیر انگلیس
و من خواستند که واسطه های آنها باشیم، ولی شرایط آنها شامل تسلیم شدن شاه بود. ما به طور قطعی از
میانجیگری امتناع ورزیدیم. موضع ایالات متحده چندین بار به طور قاطع به وسیله پرزیدنت کارتر عنوان
شده است. ما خودمان را در تلاش برای ساخت سیاستهای داخلی ایران شرکت نمی دهیم. آن بایستی که
یک تلاش ایرانی بوده باشد.
٤ امینی گفت او با این موضع موافق است و تلاش می کند که میانجی باشد. ایده او این بود که ملاقاتهای
صمیمانه ای بین گروههای کوچکی از اشخاص با نفوذ از قسمتهای مختلف جامعه ایران و شاه ترتیب دهد.
او احساس می کرد که این کار شهرت وسیعتری به عقیده ما که شاه در تمایلش برای برگزاری انتخابات
آزاد صادق است، خواهد داد. اگر این عقیده می توانست انتشار یابد دیوار بی اعتمادی را خواهد شکست.
وی قصد داشت که با تعداد اندکی از نوع دانشگاهی (ملاقات دانشگاهیان) شروع کند و سرانجام آن را به
سمت سیاستمداران جبهه ملی هدایت کند. او از من پرسید که چه فکر می کنم.
٥ من گفتم یک گروه که بایستی مورد شمول قرار گیرد، رهبران بازار هستند. امینی با آمادگی موافقت
کرد و گفت اگر که شاه موافق بود ٤ یا ٥ رهبر را گرد هم خواهد آورد.
٦ من گفتم شایعاتی در شهر هست که شاه قبلاً سنجابی را دیده است. علی امینی گفت که وی آنها
(شایعات) را شنیده است، ولی نسبت به آنها مشکوک است. به هر حال ما شاه را شنبه خواهیم دید و اطلاع
حاصل خواهیم نمود. من گفتم من نیز شنبه شاه را خواهم دید و توافق کردیم که هر دومان وی را از حقیقت
ملاقاتمان با اطلاع گردانیم.
٧ ما سپس به زمانبندی که جریان گفتگوهای سیاسی را در بر می گرفت و امینی به طور اجمالی آن را
تهیه کرده بود، پرداختیم. او گفت مذاکرات بایستی که سریع باشد و قبل از محرم به انجام رسد. او احساس
می کرد که آیت اللّه های میانه رو می توانند جامعه را تا آن زمان آرام نگهدارند و اگر توافقی بین میانه روها و
شاه قبل از آن موقع بر قرار نشد، خمینی می تواند از التهاب دوران محرم برای ایجاد آشفتگی استفاده کند.
٨ به هر صورت او فکر می کند که نفوذ خمینی به طور کلی رو به کاهش است. من گفتم او یکی از
چندین شخصیت سیاسی است که این را به من گفته، ولی من نمی دانم که آیا آن (کاهش نفوذ) وضعیت را در