اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٥٦ - حزب توده
آذربایجان را ریخت. این حزب مبلغ خودمختاری آذربایجان و شناسایی زبان ترکی به عنوان زبان رسمی
این ایالت بود.
روز ٢١ شهریور ١٣١٩ حزب دمکرات یک مجلس مؤسسان تشکیل داد. پیشه وری رئیس این دولت
خودمختار و شبستری نفر دوم آن بود.
در این مرحله شورای متحده مرکزی حزب توده وابستگی خود را به حزب دمکرات اعلام داشت.
روز ٢٢ آذر ١٣٢٣ دمکراتها تبریز و سایر پادگانها را تصرف کردند. پیشه وری کابینه نه نفره خود را به
مجلس مؤسسان آذربایجان معرفی کرد.
در دی ١٣٢٥ قوام به عنوان نخست وزیر زمام امور را به دست گرفت و در این زمان حکومت مرکزی
هیچ گونه اعتباری در آذربایجان نداشت. ارتش شوروی در گیلان و مازندران به نهضتهای مشابهی کمک
می کرد. حزب توده اکنون در اوج قدرت خود، به ویژه در شمال، بود. این حزب «حزب میهن» و گروه
طبرستان که به وسیله احسان طبری رهبری می شود را در کنترل داشت، در چنین اوضاع و احوالی بود که
قوام به مسکو سفر کرد.
قوام پس از بازگشت به تهران در اسفند ١٣٢٤ به عناصر و نهضتهای چپگرا آزادی عمل داد. وی
قراردادی با شورویها منعقد ساخت که شامل ماده ای بود درباره حل و فصل «مسئله آذربایجان که یک امر
داخلی است».
قوام سه وزیر کمونیست را در کابینه خود راه داد که عبارتند از: دکتر کشاورز، دکتر یزدی و دکتر
اسکندری که سمت وزیران فرهنگ، بهداری و پیشه و هنر را به عهده داشتند تا «اصلاحات» لازم را انجام
دهند.
در ضیافتی که از طرف حزب توده در باشگاه آنها با حضور نخست وزیر و وزیران و رئیس مجلس
تشکیل شده بود ایرج اسکندری در جریان نطقی اظهار داشته بود: «ما یک میلیون عضو و سه وزیر در
کابینه داریم. سال دیگر ما ١٠ میلیون عضو و تمامی کابینه را خواهیم داشت.»
شخصی که در کمک به قوام برای سر و کار داشتن با این گونه مسائل به ویژه مؤثر بود، مظفر فیروز بود،
که اعتقادات او به عنوان یک «کمونیست خوب» شدیدا باید مورد پرسش قرار گیرد.
در آذر ١٣٢٥ ژنرال رزم آرا معدوم حمله نیروهای دولتی علیه شورشیان به فرماندهی غلام یحیی،
فرمانده کل نیروهای دولتی آذربایجان را طرح ریزی کرد. ظرف ١٠ روز شورشیان در هم شکسته و حزب
دمکرات از هم متلاشی شد.
در تهران و همه شهرهای جنوبی و شمالی، مردم باشگاههای حزب توده را به تاراج برده و آنها را به
آتش کشیدند. دو اعلامیه که پشت سر یکدیگر به وسیله حزب در این زمان منتشر شد، نشان دهنده
اختلافی بود که در داخل حزب روی داده بود.
عده ای از اعضای حزب توده به رهبری احسان طبری بر این عقیده بودند که حزب باید فعالیت خود را
درباره طبقات تحصیلکرده متمرکز کند در حالی که دیگران معتقد بودند، فعالیت باید در حول و حوش
کارگران باشد.
آل احمد، مهندس ناصحی، ملکی، انور خامه ای، فیروز شهابپور و مهندس زنجانی می کوشیدند تا
«طبقه حاکمه» حزب را سرنگون کنند.