اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧١٦ - کردستان (١)
هدایتهای مقام ولایت فقیه امام خمینی و بیداری امت بود که این طرح آمریکایی نقش بر آب شد.
عراق
جلوه ماهیت آمریکایی رژیم بعث عراق پس از قرارداد مارس ١٩٧٥ الجزیره با رژیم شاه شتاب
بیشتری می گیرد و روابط عراق با حکومتهای غرب و حکومتهای دست نشانده آمریکا روز به روز تحکیم
می یابد، معهذا قراردادهای تسلیحاتی و بازرگانی سودآور با روسیه همچنان برقرار می ماند، چنانکه در
دوران حکومت محمدرضای خائن شاهد امضای قراردادهای مشابه با بلوک شرق بوده ایم. در جزوه
تحلیلی سیا آمده: «از زمان قرارداد الجزیره در مارس ١٩٧٥، که عملاً به جنگ کردها در عراق خاتمه داد،
روابط شوروی و عراق به تدریج بدتر شده اند، هر چند که ارتباط تسلیحاتی که برای هر دو طرف سودمند
است برقرار مانده است، شورویها از بهبود روابط عراق با ایران و عربستان سعودی و همچنین روی آوردن
عراق به غرب برای تسلیحات و تکنولوژی غیر نظامی ناراحت بوده اند. به علاوه آنها با بی توجهی نسبت به
حزب کمونیست عراق و سرکوب آن توسط بعثیها شکست خورده اند.»
به خاطر داشته باشیم که این تحلیلها، تعیین کننده موضعگیری آمریکا در صحنه جهانی و منطقه
هستند. پر واضح است که آمریکا حداقل در منطقه خاورمیانه و خصوصا پس از سقوط شاه ژاندارم
سرسپرده خود در منطقه، رژیمی را که روزبروز بیشتر به طرف کشورهای غربی کشیده می شود و در جهت
منافع آنها سیر می کند، به حال خود رها نکرده و با تمام قوای سیاسی، تبلیغاتی، اقتصادی و نظامی در
حمایت و تقویت آن سرمایه گذاری می نماید.
دولتهای مختلف عراق از مدتها قبل با کردهای آن کشور درگیری داشته اند و به دنبال قطع کمکهای
خارجی به آنان و مصالحه رژیم بعثی با شاه، در سالهای اخیر دولت عراق توانسته بر اوضاع منطقه
کردنشین خود به طور نسبی مسلط شود. پس از انقلاب اسلامی به انتقام ضربه ای که شیطان بزرگ از
سقوط نوکر خود در ایران متحمل شده بود، رژیم بعث عراق اقدامات گسترده ای را در جهت تقویت و
حمایت از شورش خودمختاری در کردستان به عمل می آورد. به علاوه رژیم بعثی تصور می کرد که بدین
وسیله می تواند از تشنجات داخلی ناشی از سالها حکومت جابرانه و اعدامها و بازداشتهای وسیع مخالفین
خود بکاهد، و توجه کردهای عراق را به سمت ایران منحرف کند و تا حدی حضور نظامی در مناطق
کردنشین را تقلیل دهد. دولت عراق این قوای مستقر در مناطق کردنشین را برای طرحهای جاه طلبانه
صدام و طمعی که به منطقه خوزستان داشت و همچنین برای آرایش نیرو در مرز سوریه بسیار مورد لزوم
می دید. جدای از اینها غرض اصلی این بود که با مشغول کردن جمهوری اسلامی به دفع این شورش از
صدور انقلاب اسلامی به عراق جلوگیری کند. به این منظور دولت بعثی با اقدامات مختلفی همچون
سرمایه گذاریهای کلان اقتصادی در مناطق کردنشین، اسکان مجدد کردهای تبعیدی از جنوب به شمال،
... سعی می کرد آنها را به سوی خود جلب نماید، تا در درگیریهایی که می خواست با جمهوری اسلامی
داشته باشد از قوای شبه نظامی بخشی از کردها نیز برخوردار گردد.
به هر حال این سیاستهای مسالمت جویانه فقط شامل کردهایی می شد که حاضر بودند به نیات دولت
مرکزی تن دهند و بقیه همچنان در تبعید در جنوب عراق یا ایران نگاه داشته می شدند، یا با بمبارانهای
هوایی مورد هجوم واقع می شدند. سیا در این مورد می نویسد: «در مارس ١٩٧٩ (اسفند ١٣٥٧) تعداد