اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧١٥ - کردستان (١)
نیز از بین نخواهد رفت، سودی که آمریکا برای خود در این جریانات منظور می داشته:
الف: جمهوری اسلامی در صدد مقابله با این جریان برمی آید و مدت مدیدی امکانات تواناییهای
انقلاب صرف این امر می شود و از به کار رفتن آن در زمینه های سازنده جلوگیری می شود و این خود یک
امتیاز به نفع ضد انقلاب است.
ب: جمهوری اسلامی ناچار از مذاکره با رژیم بعث شده و در ازای قطع تحریکات عراق، نگرانی
آمریکا از بابت گسترش انقلاب اسلامی در منطقه یا آنچه صدام تحریک شیعیان عراق می خواند، رفع
می شود.
ج: در صورت درگیر شدن ارتش در مقابله با جریان بافت و سیستم وابسته به آمریکای ارتش به خاطر
در اولویت قرار گرفتن درگیری دست نخورده باقی می ماند و همچنین احتیاج به لوازم یدکی این وابستگی
را تشدید می کند و در نتیجه کانال نفوذی آمریکا باز می ماند.
از طرف دیگر مقصدی که تمام جریانهای فعال در کردستان بر آن اتفاق نظر داشتند، مخالفت با رهبری
روحانیت و خط مشی آن در قبال غائله کردستان بود. امام و به دنبال ایشان علمای دین از همان ابتدا
ماهیت آن جریانها و دست اندرکاران آن را شناخته بودند و دولت موقت را که با ساده انگاری و مسامحه
عمل می کرد و مایل به مذاکره و بازیهای سیاسی در قبال جنایتکاران بود (ناگفته نماند که آرام کردن غائله
کردستان از طریق دولت موقت با روش سازش و مذاکره تحت رهنمودهای آمریکا موجب تقویت و
استحکام دولت موقت از نظر سیاسی می شد و تقویت دولت موقت و استحکام آن یکی از برنامه ها و
ایده های آمریکای جنایتکار بود.) تحت فشار قرار می دادند تا رفتار قاطعانه تری از خود نشان دهد. پس
از انقلاب برای حاکمیت یافتن لیبرالها و خروج سر رشته از دست امام و پیروان ایشان، مأموران سیا در
ایران فعالیتهای گسترده و همزمانی را شروع می کنند تا یک ائتلاف از لیبرالهای سیاسی غیر مذهبی، به
اصطلاح روحانیون میانه رو و سران وابسته ارتش در صورتی که ارتش به عنوان یک عامل کار آمد مطرح
شود، ایجاد کنند.
تماس با گروهکهای سیاسی مختلف ادامه می یابد تا در موقع لزوم از این راه حل میانه حمایت کنند.
اسنادی که تاکنون در رابطه با افرادی مثل بنی صدر، امیرانتظام، شریعتمداری،.....افشا شده اند، همگی
جوانبی از این طرح بوده اند. آمریکا می دانست که راه حلهای نظامی مثل شورش در کردستان نه تنها کافی
نیستند، بلکه حمایت از آنها موجب می شود فاسدهایی که در درون و بیرون دولت موقت نزد آمریکا
جلوه گری می کردند و امیدهای آمریکا در طرح خود بودند مجبور به فاصله گرفتن شوند. بنابراین تا
زمانی که ناآرامیهای کردستان «در جهت نیمه اول شعار دموکراسی در ایران، خودمختاری در کردستان»
بود و منجر به خودمختاری در کردستان نمی شد (و آمریکا می دانست که خودمختاری در کردستان،
بدلایلی که آورده، نمی تواند متحقق شود و اصلاً خودمختاری همواره یک بهانه بوده است.) این غائله به
طرح آمریکایی روی کار آمدن دولت میانه رو و استقرار نهادهای دمکراتیک کمک می کند و قابل استفاده
است. آشکار است که در صورت موفقیت این طرح شوم، ناآرامیها نیز فرو می نشست و جریانهای فعال در
کردستان می توانستند با دولت مورد نظر آمریکا به مذاکره نشسته و به خواستهای خود برسند، در آن
صورت اگر باز کسانی به ادعاهای گزاف دایر بر خود مختاری اصرار می ورزیدند با سرکوب مواجه
می شدند و در ضمن ضرورت ابقای بافت تصفیه نشده ارتش را توجیه می نمودند. در این مرحله نیز با