اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٢٨ - خسرو قشقایی
او را ببیند، او (بختیار) را این گونه تشریح کرد که بیش از حد ساده صحبت می کند و یک سیاستمدار موفق
نیست. مخصوصا در زمینه مذهب، بختیار ناخوشنودیش را برای خمینی آشکار می کند و محمدحسین
خان معتقد است، بهتر است بختیار سکوت کند.
٤ برای محمدحسین خان هنوز روشن نیست که آیا بختیار موفق خواهد شد کابینه ای تشکیل بدهد یا
نه. تصمیم سنجابی مبنی بر اخراج او از جبهه ملی و نظر اعضاء حزب ایران بختیار، این است که او به طرف
اعمال انحصارطلبانه و غیرهماهنگی پیش می رود و این حامیانش را کم خواهد کرد.
٥ هومن خان قشقایی پسر محمدحسین خان هم حضور داشت و گفت که فرق کمی، بین برنامه بختیار
و سنجابی وجود دارد و چرا شاه نباید سنجابی را انتخاب کند که از حمایت بیشتری برخوردار است،
پدرش جواب داد که اولاً بختیار مرد خمینی نیست. ثانیا اینکه بختیار با مسئله رفتن شاه با ظرافت
برخورد کرد، ولیکن سنجابی آن را فورا و قاطعانه با شاه مطرح کرد. لحظه ای که او اینکار را کرد شاه گفتگو
را پایان داد و گفت دیگر مسئله ای برای بحث نیست.
٦ هومن همچنین به شایعات تکراری در مورد اینکه خارجی ها نباید اجازه داشته باشند ایران را ترک
کنند، اشاره کرد، چرا که برای تأمین احتیاجات اساسی صنایع بعد از رفتن شاه ضروری هستند. در همان
حال هومن کاملاً متوقع است که شاه بماند و یا برگردد یا اگر یک دولت غیرنظامی مفید واقع شود،
خارجیان و مخصوصا آمریکاییان مورد حمله گروههای چریکی قرار خواهند گرفت. هومن و پدرش
معتقد هستند که شاه آنقدر زرنگ هست که طرح بازگشت به ایران را به وسیله کودتا، بعد از اینکه دولت
غیرنظامی عدم کارآیی خودش را ثابت کرد، پیاده کند.
محمدحسین خان، شاه را به عنوان باهوشترین رهبر ایرانی طی دو قرن اخیر می داند، ولی معتقد است
دو مسئله به او ضربه زده اند، ناتوانی او در حفظ قاطعیت و طمع او برای پول و قدرت.
سولیوان
خسرو قشقایی
سند شماره (٤٤)
طبقه بندی: خیلی محرمانه تاریخ: ٣ ژانویه ١٩٧٩ ١٣ دی ٥٧
از: وزارت امور خارجه واشنگتن
به: سفارت آمریکا تهران
موضوع: خسرو قشقایی
١ خسرو قشقایی در ٢ ژانویه با مسئول بخش ایران در اداره امور خاور نزدیک ملاقات نمود تا
نظراتش را در مورد بحران ایران ارائه دهد. قشقایی به طور مستقیم گفت تا زمانی که شاه در ایران باقی
بماند هیچ راه حلی امکان پذیر نخواهد بود. او ایالات متحده را ترغیب به تماس با نیروهای خمینی در
ایران که او آنها را به عنوان قابل ترین در کشور می داند، نمود. او اشاره کرد که برخی اختلاف عقاید بین
خود او و اعضای خانواده اش وجود دارد و اینکه پدرش به امید اینکه دستگیر خواهد شد و سمبلی از
مخالفت قشقایی با شاه خواهد شد. به ایران بازمی گردد. او هیچ اعتمادی به اینکه بختیار قادر خواهد بود
که یک دولت بادوام تشکیل دهد، نداشت و هیچ طرفداری (هواخواهی) برای تلاشهای نخست وزیر
منصوب شده ابراز نداشت.