اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٠٢ - نهضت آزادی
آمریکاییها منابع خودتان را دارید». استمپل متذکر شد که او به طور دسته جمعی با یک یا دو نفر از جبهه
ملی ها (او معرفی نکرد کدامیک را) ملاقات کرده و تمایل دارد که در چنین جلسه ای شرکت کند. توکلی
اشاره کرد او در فاصله مناسبی چنانچه همه چیز صحیح باشد، به منزل استمپل تلفن خواهد زد.
نظریه: این یک ملاقات عجیبی بود که پر بود از سوءظنِ ابراز شده از هر دو طرف؛ ولی همچنین همراه
با تمایل به ادامه دادن گفتگو. استمپل پیشنهاد کرد که گفتگوها باید به عنوان قسمتی از یک فرآیند مشاهده
شود. توکلی سوءظن خود را در مورد انگیزه های ایالات متحده بیان کرد و چندین بار به این سؤال که
ایالات متحده امید دارد که چه به دست آورد بازگشت. جواب، همیشه بعضی موضوعات گوناگون بود:
درک بهتر و پذیرش جنبش. در یک مورد استمپل مجبور شد که به توکلی مستقیما اطمینان بدهد که او
برای هیچ سرویس اطلاعاتی کار نمی کند و امیدوار است که توکلی هم همین را بگوید. این موجب یک
لبخند کنایه آمیز شد.
توکلی به دقت مواظب خودش بود و در ابتدا تمایل نداشت که ببیند، همراهش آنجا را ترک می کند.
پس از اینکه نفر سوم رفت، به هر صورت، توکلی کمی دوستانه تر شد و علیرغم بدگمانیهایش در مورد
انگیزه ها راجع به یک ملاقات صحبت کرد. نفر همراه،«بهرام»، بیشتر آمریکایی مآب به نظر رسید و شاید
به همراه او فرستاده شده بود که حسن نیت استمپل را تصدیق کند. پس از مقدار کمی زورآزمایی در مورد
اعضای هیئت علمی دانشگاه اوهایو که هردو با آنها آشنا بودند، استمپل احساس کرد بهرام باور کرد که
استمپل درباره سابقه اش صادق بوده است.
نهضت آزادی ٣
صورت مذاکرات سری
شرکت کنندگان: مهندس مهدی بازرگان، از نهضت آزادی ایران، دکتر یداللّه سحابی، از نهضت آزادی
ایران، مهندس محمد توکلی، از نهضت آزادی ایران، جان ذی استمپل از سفارت آمریکا در تهران
زمان و مکان: ٢٥ ماه مه ١٩٧٨ (٤/٣/٥٧) یک خانه شخصی در در روس
موضوع: نظریات نهضت آزادی ایران در مورد سیاست در ایران
توکلی در ساعت ٩ صبح مرا سوار کرد و به یک خانه شخصی که از خانه من ١٥ دقیقه فاصله داشت،
برد. در آنجا من به مهندس بازرگان و دکتر سحابی، یک استاد بازنشسته زمین شناسی از دانشگاه تهران،
معرفی شدم. توکلی، بازرگان را به عنوان رهبر نهضت آزادی و سحابی را به عنوان یک همقطار نزدیک
معرفی کرده بود. (ما معتقدیم که او یکی از مشاوران عالی بازرگان است.) بعد از اینکه تعارفات رد و بدل
شد ما خیلی محتاطانه شروع به صحبت و بحث راجع به سیاست در ایران کردیم. آشکار بود که دو رهبر
نهضت (توکلی نقش مترجم را بازی کرد ولی به طور اساسی در بحث شرکت کرد به طرزی که نشان دهنده
این بود که او نیز یک عضو کادر مرکزی می باشد) می خواستند که تحلیل رد و بدل کنند و آماده بودند که به
طور صریح و بی پرده صحبت کنند. در جریان گفتگو، آنها نظرات نهضت در مورد موقعیت فعلی نهضت
آزادی در ایران را ارائه کردند و از من پرسش و آزمونی در مورد حقوق بشر کارتر به عمل آوردند. در
انتهای ملاقات، بازرگان نامه ای به من داد که او آن را تحویل شاه داده بود و تقاضای یک مناظره تلویزیونی
بین شاه و رهبران نهضت آزادی را کرده بود. گفتگو که فقط کمی بیش از دو ساعت طول کشید، در زیر به