نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤ - ٤ سحرخيزي، انس با دعا و فروتني
وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِم؛[١] «آنان شب را تا صبح در حال سجده و قيام به عبادت ميگذراندند، و پيشاني و گونههاشان را در پيشگاه خدا بر خاك ميساييدند».
وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِم؛[٢] «و با ياد معاد چنان ناآرام بودند كه گويي بر روي آتش ايستادهاند».
امير مؤمنان(عليه السلام) در ادامه خطبه، درباره ويژگيهاي ياران رسول خدا(صلى الله عليه وآله) ميفرمايد: كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِم؛[٣] «ميان دو چشمشان از سجدههاي طولاني چون زانوي بُزان پينه بسته بود». إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُيُوبَهُم؛[٤] «اگر نام خدا برده ميشد، چنان ميگريستند كه گريبان آنان تر ميشد».
همانگونه كه از اين عبارات نوراني برميآيد، امام علي(عليه السلام) از شمشيرزني و رزمآوريِ اين افراد سخن نميگويد، بلكه از ارتباط آنان با خدا، و عشق ايشان به مناجات ياد ميكند؛ چرا كه در غير اين صورت آن پيروزيهاي بزرگ صدر اسلام نيز به دست نميآمد. اگر شبها به خوشگذراني و لهو و لعب بگذرد، چنين پيروزيهايي حاصل نميشود.
[١] همان. [٢] همان. [٣] همان. [٤] همان.