نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٤ - ج ولايت فقيه و نسبت آن با ديکتاتوري
اراده برتر از ناحيه خود انسانها پديد نميآيد؛ زيرا همه انسانها از آن جهت كه بنده خداوندند يكساناند. اين اراده برتر، اراده خداست، و اوست كه ميتواند كسي يا كساني را به جانشيني خود برگزيند، و اراده آنان را بر اراده ديگران برتري بخشد. بنابر اين اصل، كسي كه قرار است متصدي حكومت باشد بايد از سوي خداوند مأذون باشد. به اين ترتيب حكومتها را ميتوان به دو دسته الهي و بشري تقسيم كرد. در حكومت الهي چهار عنصر كليدي مطرح است: تأمين امنيت، تأمين منافع مادي و دنيايي، تأمين مصالح معنوي و اخروي، و اذن از جانب خداوند. اما در حكومتهاي بشري حداكثر دو عنصر از عناصر فوق به چشم ميخورد: تأمين امنيت و تأمين منافع دنيايي اجتماعي.
اكنون با فرض عالم آخرت و حيات پس از مرگ و تأثير و بستگي زندگي پس از مرگ به اعمال و افكار زندگي دنيوي، نميتوان مسأله حكومت را از مصالح معنوي انسان جدا دانست. همچنين در اين زندگي ما بايد چنان عمل كنيم كه خداوند راضي باشد تا به سعادت ابدي برسيم. به اين ترتيب هر يك از افكار و اعمال ما در سعادت يا شقاوت جاويدانِ ما تأثيرگذار است.
بنابر آنچه گذشت، هر فرد مسلمان، بايد همه اعمال و رفتار خود را در چارچوب قوانيني تنظيم و محدود كند كه رعايت آنها به سعادت دنيا و آخرت او ميانجامد و بياعتنايي يا مخالفت با آنها