نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٨ - نسبيت و شك&rlm گرايي در معرفت ديني
بود و هيچ كس نميتواند مدعي شناختِ درستِ آنها شود. بر اين اساس شناخت هر كس براي خودش خوب و درست است و هيچ كس نميتواند معرفت ديگري را درباره دين اشتباه بخواند.
گروهي ديگر معتقدند فيالجمله معرفتهاي يقيني و ثابتي داريم كه برخي بديهي و برخي قابل اثبات عقلانياند؛ اما پارهاي معرفتها، كه نقلي و مستند به اسناد تاريخياند ثابت و يقينآور نيستند. افزون بر اين، بر فرض كه راهي براي پي بردن به وثاقت معارف نقلي و اصالت اسناد تاريخي وجود داشته باشد، فهم ثابت و مطلق مفاد آنها ناممكن است و معناهاي متعدّد و متغيّري از آنها ميتوان دريافت؛ چرا كه زبان و واژهها و اصطلاحات آن درگذر تاريخ مدام در حال تغيير و تحول است. چه بسا لفظي در يك زمان براي قومي معنايي داشته و پس از مدتي معناهايي ديگر يافته است. بر اين اساس، نميتوان اطمينان يافت كه لفظهاي به كار رفته در متنهاي تاريخي، قطعاً در كدام معنا به كار رفته است، و چه بسا معناي اصلي با آنچه امروزه از آن ميفهمند تفاوت داشته باشد. از اين طريق، به هيچ روي نميتوان اطمينان يافت كه مفاد اين متون چيست.
گرايش سومي نيز در اين خصوص هست كه شبههاي قويتر را فراميافكند: متون و اسناد تاريخي و معارف نقلي نيز بر دو دستهاند: يك دسته، متونياند كه در صدد بيان واقعيتي عيني و خارجياند و زبانشان واقعنماست. اسناد تاريخي لشكركشيهاي پادشاهان گذشته،