انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٩ - ٦ سير تحولات اجتماعي
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُون؛[١] و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.
از آيات فوق استفاده ميشود که عليرغم تحولات و فراز و نشيبهاي مختلف در طول تاريخ، در نهايت، يك سرنوشت حتمى وجود خواهد داشت و آن، ايناست كه انسانهاى شايستهاى وارث زمين خواهند شد که اهل ايمان و عمل صالحاند.[٢] از آيات فوق و آيات مشابه ديگر استفاده ميشود که برخلاف مکاتب الحادي، که تنها بر اساس عوامل مادي به پيشبيني تاريخ ميپردازند، قرآن کريم، عوامل ديگري را در سرنوشت آدميان مؤثر ميداند و بر عوامل معنوي نظير ايمان تأکيد بيشتري دارد و در نهايت زمين و زمان را از آنِ کساني ميداند که عمل خود را با ايمان حقيقي همراه سازند.
البته بايد توجه داشت كه عليرغم اينكه انبياي الهي، در طول تاريخ، با زحمتهاي فراوان، فداكاري و جانبازي توانستند تحولاتي در جوامع به وجود آورند و حتّي گاهي توانستند حكومتهاي برحق الهي را بر بخشهايي از زمين مستقر سازند، اما اين بهآن معنا نيست كه اين جريان به صورت يك خط يكنواخت مستقيم يا يك منحني، كه داراي انحناي صعودي دايم باشد، دوام پيدا كند؛ بلكه تحولات جوامع، تابع عوامل اختياري انسانهاست. قرآن نيز اين منطق را پذيرفته است و ازاينرو تحولات تاريخ را نه يكنواخت دايم و مسير منحني را تكامل به سوي بينهايت ميداند و نه همانند نردباني كه بهطور دايم و پلهپله بهسوي بالا پيش ميرود، ميداند. از نظر قرآن تحوّلات تاريخي انسان تابع رفتارهاي اختياري خود اوست و خود انسانها هستند كه بايد تصميم بگيرند كه سير صعودي يا نزولي را آغاز و يا به سمت كمال يا سقوط حركت كنند.
[١] انبياء (٢١)، ١٠٥. [٢] نور (٢٤)، ٥٥ و قصص (٢٨)، ٥.