انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦ - الف ـ اعتصاب
محلّي يا دولت مجبور به دخالت شوند تا در اين صورت كارفرما را در تنگنا بگذارند و به هر تقدير، همه يا لااقلّ، قسمتي از درخواستهاي كارگران و مزدبگيران برآورده شود. [١]
اعتصاب چه عمومي باشد و چه صنفي، چه اعتراضي بر ضدّ تجاوز به حقوق طبيعي (غير وضعي) باشد و چه اعتراضي بر ضدّ تجاوز به حقوق شناخته شده و قانوني و يا اين كه چه اعتراضي بر ضدّ تخطّي از عرف و عادات وآداب و رسوم معمول و متعارف باشد و چه باهدف تغيير تصميمات كارفرمايان يا مديران صنعتي باشد و چه قصد تغيير سياستهاي اقتصادي دولت را و چه قصد درهم شكستن و واژگون كردن نظام حاكم را داشته باشد، به هرحال، كم يا بيش با امور و شؤون سياسي ارتباط و سر و كار مييابد. بنابراين، «اعتصابي وجود ندارد كه كم و بيش جنبه سياسي نداشته باشد»[٢] و با نظام حاكم، اصطكاك پيدا نكند.
نظام حاكم ممكن است به سبب آگاهي از اوضاع و احوال عمومي جامعه و عمق و وسعت اعتراض اعتصابيّون و خطرات ناشي از بيالتفاتي به خواستههاي آنان يا سركوبي آنان، شيوهاي مسالمتجويانه در پيش گيرد، با اعتصابگران به تبادل نظر و گفتوگو پردازد، و با جرح و تعديل و حكّ و اصلاح خواستههايشان، به قسمتي از آنها تن دردهد و آنان را به ترك اعتصاب راضي كند. همچنين ممكن است، از سر بيخبري از واقعيّتها يا ترس از واكنشهاي كارفرمايان، مديران صنعتي و سرمايهداران، از توجّه به خواستههاي اعتصابكنندگان يكسره سر باز زند و به قوه قهريّه و اعمال زور و خشونت متوسّل شود.
در اينصورت، بسته به اوضاع و احوال مختلف اجتماعي، قدرت اعتصابكنندگان، رهبري آنان، قدرت آنان، قدرت نظام حاكم، تدابير و چارهانديشيهاي آنان و...، يا
[١] توماس سووه، فرهنگ اصطلاحات اجتماعي و اقتصادي، ص١٧٣ـ١٧١. [٢] همان، ص١٧٢.