انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤١ - ب ـ لايحهٔ انجمنهاي ايالتي و ولايتي
نمايندگان موظف شده بودند به جاي سوگند به قرآن، به «كتاب آسماني» قسم ياد كنند.[١] البته توجيه طراحان و مدافعان لايحه اين بود كه چون برخي نمايندگان منتخب مردم از اقليتهاي مذهبيِ مسيحي، كليمي يا زرتشتي خواهند بود، موظف ساختن آنان به سوگند با قرآن بيمعناست. بنابراين براي متن سوگندنامه بايد عنوان عامي مانند «كتاب آسماني» انتخاب شود كه شامل كتاب مقدس هر ديني باشد، و به اين ترتيب زمينهٔ رسميت يافتن مسلكهايي مانند بهائيت و سوگند خوردن به كتابهايي همچون «ايقان» و «بيان» نيز پديد ميآمد.
پس از تصويب لايحة مزبور، رسانههاي جمعي متن آن را قرائت كردند و تبليغات گستردهاي در اين باره به راه افتاد. امام خميني(رحمه الله) اولين كسي بود كه به رغم ظاهر موجّه و فريبندهٔ اين مصوبه، توطئه خطرناكِ نهفته در آن را دريافت. ايشان با شناختي كه از بانيان و طراحانِ اصلي اينگونه مصوبات داشت، ميدانست تصويب و اجراي اين طرحها در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي مقدمهاي است براي از ميان برداشتن نام اسلام و استقرار حكومتهاي لائيك و دينستيز. به اين دليل، امام خميني(رحمه الله) از راههاي مختلف و در قالب بيانيه و سخنراني، با اجراي اين طرح مخالفت كرد. با تدبير و روشنگري ايشان، در تاريخ ١٦ مهرماه ١٣٤١ اولين جلسهٔ مشورت و تصميمگيريِ مراجع تقليد و برخي ديگر علما در منزل مرحوم آيتالله حائري، مؤسس حوزهٔ علميهٔ قم تشكيل و تصميمات ويژهاي براي مقابله با اين اقدام دولت و رژيم پهلوي گرفته شد.[٢]
امام خميني(رحمه الله) همچنين با ارسال تلگراف براي محمّدرضا پهلوي[٣]و نيز اسدالله علم[٤] تصويب و اجراي اين طرح را خلاف شرع وقانون اساسي خواند و با آن مخالفت كرد. ايشان
١. همان.
[٢] همان، ص ١٧٢ و: سيد جلالالدين مدنی، تاريخ سياسي معاصر ايران، ج ١، ص ٣٧٦.
[٣] امام خمينيŠ، صحيفهٔ امام (بيانات، پيامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعي و نامهها)، ج١، ص ٧٨.
[٤] همان، ص ٨٠.