انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨ - ٢ زمينه هاي ايجاد دولتهاي لائيک در جهان اسلام
ميرسيد و عراق و حجاز و بخشهاي بزرگي از خاورميانة عربي و خاور نزديك و قسمتهايي از شمال افريقا را در بر ميگرفت و از سوي ديگر شامل قسمتهاي عمدهاي از شبه جزيرهٔ بالكان در اروپا ميشد و تا مرزهاي «وين»، پايتخت اتريش، امتداد داشت.[١] «دولت عثماني يكي از دوَلي بود كه اگر با شوروي طرف ميشد، گاهي او را زمين ميزد، ساير دوَل حريف ميدان او نبودند. دولت عثماني يك دولت اسلامي بود كه سيطرهاش گرفته بود تقريباً از شرق تا غرب را».[٢] اما قدرتهاي استعماري و استكباري كه حضور چنان حكومتي را مانع چپاول منابع و سرمايههاي مسلمانان ميديدند، كوشيدند تا با شگردهاي مرئي و نامرئي خود، امپراتوري بزرگ عثماني را از هم بپاشند و آن را به دولتهاي كوچك و وابسته به خود تجزيه كنند و سرانجام نيز به اين هدف خود نائل آمدند.
اين واقعهٔ دردناك با ابعاد بزرگش، تأثير شگرفي بر حيات فكري و اجتماعي و سياسي امام گذاشت. ايشان ضمن يادآوري غارت ذخاير مسلمين توسط دولتهاي استعمارطلب، دربارهٔ نقش اين دولتها در تضعيف دولتهاي اسلامي چنين ميفرمايد:
«آنها ديدند كه با اين دولت اسلامي [دولت عثماني] به اين قوياي، نميشود چارهاي کرد؛ نميشود ذخاير را برد، بعد از اينکه در آن جنگ ـ با آن بساط ـ غلبه پيدا کردند، تجزيه کردند دولت عثماني را به دول بسيار كوچك كوچك. براي هر يك از آنها هم، يا اميري قرار دادند يا سلطاني قرار دادند يا رئيس جمهوري قرار دادند؛ آنها در قبضهٔ مستعمرهچيها، و ملّت بيچاره در قبضهٔ آنها».[٣]
به اين ترتيب، قدرتهاي بيگانه با بهرهگيري از الگوي جايگزيني دولتهاي لائيك سعي در متلاشي ساختن نيروهاي مذهبي داشتند و همان طور كه در تركيه، به مثابهٔ بازماندهٔ
١. حبيبالله شاملويي، جغرافياي كامل جهان: شامل كلياتي دربارهٔ آسيا، آفريقا، آمريكا ...، ]تهران[: ص ١٨٤.
[٢] امام خميني(رحمه الله)، صحيفهٔ امام (بيانات، پيامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعي و نامهها)، ج١، ص ٣٧٥.
[٣] همان.