انقلاب اسلامی و ریشه های آن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣ - ٥ نقش مکتب در پیروزی انقلاب اسلامی
نقش مکتب متعالي تشيع در پيروزي انقلاب اسلامي در تمام جنبههاي انقلابي امام خميني(رحمه الله) و مردم نمود دارد. اين انقلاب از همان ابتدا بر اساس الگوهاي قيام امام حسين(عليه السلام) شكل گرفت. محور سخنرانيهاي امام(رحمه الله) در سالهاي ١٣٤٢ و ١٣٤٣ در مدرسهٔ فيضيه و مسجد اعظم، خطراتي بود كه اسلام را مورد تهديد قرار داده بود. از اينرو در آن زمان ايشان تصريح مينمودند كه: «اي سران اسلام، به داد اسلام برسيد، اي علماي نجف به داد اسلام برسيد، اي علماي قم به داد اسلام برسيد».[١] امام(رحمه الله) براي بسيج مردم و به حركت درآوردن و شوراندن آنها عليه نظام ستمشاهي و تحريك غيرت آنان، همواره اين مسأله را تكرار ميکردند که اسلام در خطر است. هنگامي که حضرت امام(رحمه الله) اينگونه صحبت ميکرد و فرياد ميزد، اقشار مختلف مردم که عاشق اسلام بودند بدنشان به لرزه ميافتاد و با تمام وجود احساس وظيفه ميکردند که بايد از اسلام دفاع کنند.
البته بايد توجه داشت که مسأله در آن زمان اين نبود که رژيم پهلوي جلوي نماز خواندن و مسجد ساختن و عزاداري مردم را گرفته بود و با آنها مخالفت ميکرد. البته پدرش در ابتدا که به قدرت رسيد، چند صباحي اين ناشيگري را کرد و مجالس عزاداري سالار شهيدان، حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) را ممنوع کرد، اما بعدها خود او متوجه اشتباهش گرديد و از اين اعمال دست برداشت. پسر او نيز تا حدودي از پدر خويش عبرت گرفت و از اين قبيل کارها انجام نداد. البته شرايط اجتماعي هم در زمان او چنين اقتضايي نداشت. از اينرو، او نه تنها مجالس روضهخواني را ممنوع نکرد؛ بلکه خود او در کاخ سعدآباد مجالس روضهخواني برگزار ميکرد. او حتي براي ايجاد مقبوليت در ميان مردم، سلطنتش را به خدا منتسب ميکرد و شاه را سايهٔ خدا معرفي ميکرد.
اما امام(عليه السلام) با هوش و درايت خود پي برد که تمام اين کارها براي ظاهرسازي است و
١. امام خميني(رحمه الله)، صحيفهٔ امام (بيانات، پيامها، مصاحبهها، احکام، اجازات شرعي و نامهها)، ج١، ص ٤٢٠.