نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٤ - ب فتنه گرى منافقان در جريان جنگ خندق و پيروزى مسلمانان
دست داده بودند، به سراغ ساير طوايف عرب و از جمله يهوديان اطراف مدينه رفتند، كه هم از ثروت و تجارب علمى برخوردار بودند و هم داراى قدرت فراوان، قلعههاى محكم و نفوذناپذير و مناطق سوقالجيشى بودند و با آنان همقسم و همپيمان شدند كه كار مسلمانان را يكسره كنند.
احزاب متشكل از مشركان و يهوديان، براى مقابله با مسلمانان، در صدد تهيه سازوبرگ نظامى و بسيج نيروهاى جنگى كارآزموده خود برآمدند و سپاهى عظيم به سوى مدينه گسيل داشتند. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز مسلمانان را براى مقابله با دشمنان بسيج كرد و براى گزينش بهترين شيوه براى دفاع و جنگ با دشمنان، با ياران خود به مشورت پرداخت و در نهايت پيشنهاد سلمان فارسى، پذيرفته شد. سلمان فارسى چون ديده بود كه در ايران براى جلوگيرى از هجوم دشمنان در اطراف شهرها خندق مىكندند تا دشمنان نتوانند به شهرها نفوذ كنند، پيشنهاد داد كه در اطراف مدينه خندق بكنند و از اين طريق مانع نفوذ نيروهاى دشمن به مدينه شوند. مسلمانان در جريان كندن خندق با گرفتارىها و مشكلات فراوانى روبرو شدند. آنان در حالى كه از گرسنگى رنج مىبردند و براى كاستن از گرسنگى، سنگ به شكم خود مىبستند، دست از كار نمىكشيدند. گاهى بر اثر شدت گرسنگى و خستگى غش مىكردند، اما پيامبر آنان را به مقاومت و تلاش فرامىخواند و به آنان وعده پيروزى بر دشمنان مىداد. او به آنان مىفرمود كه ما در اين جنگ بر مشركان پيروز مىشويم و پس از آن سراسر جزيرة العرب را فتح مىكنيم و بر ايران و روم نيز غلبه مىيابيم و آنان را شكست مىدهيم. وقتى منافقان سخنان آن حضرت را مىشنيدند، به يكديگر نگاه مىكردند و با تمسخر مىگفتند: اينها كه شكم خود را نمىتوانند سير كنند مىخواهند ايران و روم را شكست دهند!
منافقان، مسلمانان را از خطر دشمنان بيم مىدادند و مىترساندند. به آنان مىگفتند كه اگر نيروهاى اتّحاد يافته عرب به ما هجوم آورند، شهر و ديار ما را خراب مىكنند و همه ما از بين مىرويم. كسانى كه ايمانشان ضعيف بود تحت