نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٧ - جوانان قربانى اهداف شوم دگرانديشان و منافقان
عقايد و باورهايش رخنه وارد شده است. چنين كسى اگر بخواهد با منافقان و دشمنان دين بحث و مجادله كند، اول بايد پايههاى اعتقادى و باورهاى خود را محكم سازد و به معرفت و شناخت كافى معارف خويش دستيابد تا با آشنايى به فن مناظره و استدلال، بتواند از عقايد خويش دفاع كند. نوجوان بىتجربهاى كه به فن كشتى آشنا نيست، نمى تواند به مصاف كشتىگير حرفهاى برود و با او زور آزمايى كند و اگر به مصاف او برود، در قدم اول زمين مىخورد. همچنين كسى كه تنها شناختى اجمالى و بسيط به اعتقادات دينى دارد و باورهاى دينى از پدر و مادر به او منتقل گشته و فرصت نيافته كه اعتقادات خود را تحكيم بخشد طبعاً توان هضم شبهات و پاسخ گفتن به آنها را نخواهد داشت، و اگر با شبهات و تشكيك در اعتقادات دينى مواجه شود، خواه ناخواه تحت تاثير قرار مىگيرد و سرانجام ايمان خود را از دست مىدهد.
دگرانديشان منافق و فتنهگر كه ياراى مقابله با دينباوران راستين را ندارند، براى اينكه آموزههاى فاسد خود را رواج دهند در صددند تا جوانان ناآشنا و ناآگاه به معارف اسلامى را به بهانه آزادى فكر و انديشه بفريبند. آنان به جوانان و مردم مىگويند: شما بايد سخنان مختلف را بشنويد و هر كدام را كه پسنديديد انتخاب كنيد! ما نيز به آزادى فكر معتقديم، اما بر اين باور نيز هستيم كه براى طرح افكار و نظرات، پيشتر بايد موانع فهم صحيح را برداشت و شرايط رشد فكرى را فراهم ساخت و از جمله شرايط اين است كه هر كس با همشأن و همسطح خود مواجه گردد؛ نه اينكه يك شيطان حرفهاى چند جوان ناآگاه را دور خود جمع كند و با كلمات و سخنان فريبنده و بزك شده آنان را تحت تأثير قرار دهد و عقايدشان را به تاراج برد. مگر از بيست سال قبل تا كنون ما كراراً برخى از آنان را به مناظره دعوت نكرديم و هر بار به بهانهاى حاضر به مناظره نشدند؟ چون مىدانند كه شكست مىخورند، حاضر به مناظره و مباحثه با اسلام شناسان نمىشوند و سراغ جوانان ناآگاه مىروند تا آنان را به انحراف بكشانند.