نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - پذيرش مطلق سنت، مرز ايمان و كفر
با اين وصف، اگر كسى پذيرفت كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) از سوى خداوند مبعوث شده است امّا بخشى از سخنان ايشان را نپذيرفت، آيا واقعاً به آن حضرت ايمان دارد؟ آيا اگر كسى از خود پيامبر(صلى الله عليه وآله) شنيد كه حضرت على(عليه السلام) را به عنوان جانشين خود معرفى كردند و اطاعت از ايشان را واجب شمردند، در عين حال، ولايت و امامت آن حضرت را نپذيرفت، آيا واقعاً ايمان دارد؟ اگر او اعتقاد دارد كه پيامبر از سوى خدا مبعوث شده و آنچه مىفرمايد به عنوان مأموريتى است كه خداوند به او محول كرده، چطور بعضى از سخنان ايشان را نمىپذيرد و در عين حال، ادعاى ايمان به خدا و پيامبر را دارد؟ همچنين وقتى پيامبر فرمود كه بايد نماز صبح را قبل از طلوع آفتاب خواند اگر كسى گفت «چه فرق مىكند كه نماز صبح قبل از طلوع آفتاب خوانده شود و يا بعد از آن؟» چنين كسى در حقيقت فاقد ايمان به رسالت آن حضرت است. همچنين وقتى اصل وجوب نماز در قرآن ذكر شده، اما كيفيت نمازهاى واجب و شرايط و احكام آنها توسط پيامبر بيان گرديده، كسى كه به خداوند و رسالت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) ايمان دارد، هم بايد آنچه را درباره نماز در قرآن آمده بپذيرد و هم آنچه را در سنت رسول خدا بيان شده بپذيرد.
بر اساس آنچه گفتيم، آنچه فقها فرمودهاند كه انكار ضروريات دين موجب ارتداد و ترتّب احكام آن مىشود، مربوط به مقام اثبات است، وگرنه از نظر مقام ثبوت، حتى اگر كسى حكم غير ضرورى و حكم فرعى را كه مىداند توسط پيامبر اسلام بيان شده رد كند، قلباً كافر است هر چند احكام ظاهرى مرتد و كافر بر او مترتب نشود زيرا ايمان تبعيض بر نمىدارد. پس كسى نمىتواند بگويد كه من به آنچه عقلم بپذيرد ايمان مىآورم و آنچه را با عقلم درك نمىكنم نمىپذيرم. چون عقل انسان هر چيزى را نمىفهمد و از اين جهت، خداوند راه ديگرى به نام وحى نيز براى هدايت انسانها قرار داده است، و اگر بنا بود انسان هر چيزى را مستقلاً