نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٤ - پيروى از قوانين اسلام و نفى پيروى از قوانين غرب
آيا تقليد و پيروى از انبيا و اولياى خدا و كسانى را كه شبيهترين افراد به آنها هستند و نقطه تاريكى در زندگى شان نيست كنار بگذاريم و از كسانى تقليد كنيم كه سر تا پا به آلودگىهاى جنسى، اختلاس و دزدى و تقلب در انتخابات آلودهاند؟ مگر رئيس جمهور سابق آمريكا پرونده فساد جنسى نداشت؟ مگر رئيس جمهور فعلى آمريكا پرونده اختلاس ندارد و به جهت قدرت و نفوذ و مقام رياست جمهورى كه دارد فعلاً مسكوت مانده است؟ آيا شايسته است كه گفته شود حكومت و دموكراسى آمريكا بديل ندارد؟ آيا حكومت ولايت فقيه قابل مقايسه با دموكراسى غربى است؟ آيا كسى مىتواند ثابت كند كه از آغاز انقلاب تاكنون، چه در زندگى حضرت امام و چه در زندگى جانشين صالح ايشان، نقطه سياه سياسى و اخلاقى وجود داشته است؟ آيا كسى ادعا كرده است كه آن دو بزرگوار سوء استفاده مالى و رانتخوارى داشتهاند و براى فرزندان و بستگان خود امتيازى قائل شدهاند؟ آيا كفران نعمت نيست كه ما چنين رهبرى را با ديگران مقايسه كنيم و بلكه ديگران را برتر بدانيم و آرزو كنيم كه حكومت ولايت فقيه برچيده شود و به جاى آن دموكراسى غربى حاكم شود و رئيس جمهور جايگزين رهبر شود، تا اصلاحات تحقق يابد و دموكراسى ما مورد پذيرش غرب قرار گيرد و حتى سلمان رشدى هم از ما حمايت كند؟ بنده در روزنامه خواندم كه سلمان رشدى مرتد در مقالهاى در روزنامه نيويورك تايمز اظهار تأسف كرده بود از حكمى كه در ايران درباره همپالگىاش، آغاجرى، صادر شده است!
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ ؛[١] آيا به كسانى كه [شكر]نعمت خدا را به كفر تبديل كردند و قوم خود را به سراى هلاكت در آوردند ننگريستى؟!
[١] ابراهيم، ٢٨.