نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣ - پيروى از قوانين اسلام و نفى پيروى از قوانين غرب
هر خطا و نقصى مصون هستند، الگوهاى ايدهآلى براى ما مىباشند و اكنون كه دسترسى به ايشان نداريم، از مراجع تقليد تبعيت مىكنيم؛ چون آنها شباهت بيشترى به امامان معصوم دارند و در زمينه فهم دين و قوانين اسلام تخصص دارند و به همان دليل كه هر كسى بيمار مىشود به پزشك مراجعه مىكند و يا هر كس در هر زمينهاى به متخصص در فن مورد نظر مراجعه مىكند، ما نيز به متخصص در فقه مراجعه مىكنيم. پس تقليد ما كوركورانه و ميمونوار نيست بلكه كاملاً عقلايى است. تقليد كسانى كوركورانه و ميمونوار است كه با مشاهده دستآوردهاى علمى غرب فريفته آنها مىگردند و در هر زمينهاى از آنها تقليد مىكنند. آن هم غربى كه منطقش فريب و نيرنگ است و به اسم حقوق بشر و دموكراسى، از هيچ جنايتى در حق ملتها فروگذار نيست.
در انتخابات رياست جمهورى اخير آمريكا، بوش كه اكثريت آراء را به دست نياورد معروف شد كه در انتخابات تقلب شده است سرانجام كار را به محكمه و ديوان عالى قضايى آمريكا مىسپرند تا رئيس جمهور را معين كند و در محكمهاى كه هفت نفر قاضى در آن حضور داشتهاند، بالاخره چهار نفر كه از حزب جمهورىخواه بودند به كسى كه از حزب خودشان بود رأى مىدادند و اين گونه حكومت آمريكا اعتبار يافت! آيا شايسته است كه ما چنين رئيس جمهور و حكومتى را برتر بدانيم يا حكومت و رهبرىِ كسى كه اعتبارش به برترى در علم، تقوا و مديريت است و دلسوزترين افراد براى مردم مىباشد و چيزى براى خودش نمىخواهد و زندگىاى در نهايت سادگى دارد و از ديگران به انبيا و اولياى الهى شبيهتر است؟ كسانى كه اين همه از حقوق بشر دم مىزنند، چه بر سر مردم فلسطين آوردهاند، تا آنجا كه اروپايىها هم به ستوه آمدهاند و آمريكايىها هم به دولتشان به جهت حمايت بىچون و چرا از رژيم اشغال گر قدس اعتراض مىكنند و به جهت رفتار دولتشان احساس بىآبرويى مىكنند و از اينكه آمريكايى هستند خجالت مىكشند! آيا با اين وصف ما بايد از اينها تقليد كنيم؟