نقش تقليد در زندگي انسان - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٢ - تسليم عقل در برابر وحى
بايد از سخن خداوند پيروى كنيم. چون پيامبر از هر قوم و نژادى كه باشد، به جهت مقام عصمت و پيامبرى و بدان جهت كه واسطه بين ما و خداوند است، سخن و رفتارش براى ما حجت است و ما بايد به حكم عقل از او پيروى كنيم و سخن او را بپذيريم و در آن تشكيك نكنيم. البته برخى از روى هوس و تعصب به پيامبر(صلى الله عليه وآله) معتقد گشتند و بدان جهت كه آن حضرت از قوم عرب بود به او گرويدند و اگر پيامبرى از قوم ديگر و با زبان غير عربى برانگيخته مىشد، از روى تعصب زير بار فرمان او نمىرفتند و به او نمىگرويدند؛ چنان كه خداوند مىفرمايد: وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ . فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ؛[١] و اگر آن [قرآن] را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مى كرديم، و پيامبر آن را بر ايشان مى خواند، به آن ايمان نمى آوردند.
اينكه ما مىگوييم بايد از پيغمبر(صلى الله عليه وآله) پيروى و تبعيت كرد، بدان جهت نيست كه او انسان و عاقل است و فردى مصلح، متفكر، خير انديش و دل سوز براى جامعه است؛ چون هيچ يك از اين ويژگىها باعث نمىگردد كه كلام و رفتار او براى ما حجت باشد. بلكه اطاعت و پيروى او از آن جهت است كه او متصل به خداوند و دريافت كننده وحى اوست و از اين جهت كه نبوت او با معجزه الهى براى ما ثابت شده و نيز ثابت شده كه آنچه او مىگويد منبعث از وحى الهى است، عقل ما را ملزم مىكند كه به كلام او متعبد گرديم و در جايى كه خود عقل قضاوت و تشخيص ندارد، به ما حكم مىكند كه به پيروى و عمل به سخنان كسى تن دهيم كه پيام آور خداست و اين امتياز اصلى آن حضرت از ديگران است كه خداوند نيز بدان اشاره دارد: قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ
[١] شعراء، ١٩٨ و ١٩٩.