٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨٧ - تحلیل جامعه شناختی موانع پایداری حکومت علوی با تأکید بر نهج البلاغه

حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ(صل) رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَاب؛[٢٠٥] و چون خدا فرستاده خود را نزد خويش برد، گروهى به گذشته برگرديدند.[٢٠٦]

تحولات پس ‌از پیامبر(صل) زمینۀ احیای قبیله‌گرایی و تعصبات قبیله‌ای را فراهم ساخته تا عاملی قدرتمند در مقابله با مدنیت و فرهنگ اسلامی شود.

پیامبر(صل) می‌خواستند با هجرت به مدینه، ساختار قبیله از هم بپاشد و یک جامعه مدنی ایجاد کنند. اما چون فتح سرزمین‌های فراسوی جزیرة ‌العرب در برنامه مسلمانان در آمد، قبیله‌ها بار دیگر، افراد خود را برداشته، به جنگ رفتند و پس از تصرف سرزمینی با آب و گیاه، بساط قبیله را در همان جا گسترانیده، به همان آیین پیشین قبیله ‌سالاری بازگشتند. خلیفه دوم که ندانسته زمینه را برای چنین واپس‌گرایی فراهم کرده‌ بود، همین که این گرایش را در سران قریش احساس کرد، آنان را بشدت در تنگنا گذاشته و از مدینه ممنوع ‌الخروج کرد و با اکراه و اجبار به زندگی ساده وانقلابی واداشت. همین شیوه به توطئه قتل خود او انجامید و توطئه‌گران با نقشه و برنامه‌ریزی قبلی، عثمان را بر مسند خلافت نشاندند. عثمان که خود از تیره بنی‌امیه بود و گرایش به رفاه و آسایش داشت و توان رویارویی با سران قریش و یا اصلاً عقیده‌ای به این شیوه نداشت، راه بازگشت به سنت قبیلگی را به روی آنان بازگذاشت.[٢٠٧]

قبیله‌گرایی و تعصبات قبیله‌ای سبب می‌شد: مردم هویتی مستقل نداشته و پیرو سران قبیله باشند. باتوجه به اینکه سران قبیله  ها در دوره عثمان تطمیع می‌شدند، در نتیجه خواهان امتیازهای ناحق بودند و چون آن را تامین شده نمی‌یافتند، با امام(ع) همراهی نمی‌کردند، مردم نیز به پیروی از آنان سستی می‌ورزیدند؛ سران قبیله ها  نزد حضرت جایگاهی نداشتند و حضرت هرگونه تعصبات ‌قبیله‌ای، قومی، نژادی و‌... را رد می‌کردند، چون فرهنگ حضرت، فرهنگ قرآنی بود؛ در واقع چون بسترهای لازم اجتماعی_ ‌فرهنگی جامعه، آمادگی پذیرش حکومت علوی را نداشت، پس حضرت نمی‌توانستند تغییری ایجاد کنند و این گونه در کار حکومت و برنامه اصلاحات و مقابله با قاسطین، اختلال ایجاد شد و زمینۀ ناپایداری حکومت حضرت


[٢٠٥]. نهج البلاغه، خطبه ١٥٠، ص ٢٠٩.

[٢٠٦]. ترجمه شهیدی، ص ١٤٧.

[٢٠٧]. پرتوی از نهج البلاغه، ج ٥، ص ٢٠.