استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢٦
كسانى كه به مراتب و درجات علمى مىرسند و آن مرتبه علمى در آنان غرور ايجاد مىكند و آنان را به استكبار مىكشاند، داراى اين گونه از استكبارند. نمونههايى از اين مستكبران نيز در قرآن نام برده شدهاند. از جمله آنها بلعم بن باعورا است كه آيه مورد بحث، به او اشاره مىكند. خداوند، آيات توحيد خود را به بلعم نمايانده بود، به گونهاى كه حقيقت برايش آشكار و متجلى شده و هيچ شك و شبههاى برايش نمانده بود، ولى او از روى استكبار و هواپرستى به جبهه كفر فرعونى پيوست و در برابر موسى (ع) قرار گرفت و از لباس حق به در آمد. «١» نمونه ديگر مستكبر علمى، وليد بن مغيره است. او از بزرگان قريش و عالمان آنان بود كه خود در مسجد الحرام سخن پيامبر اسلام را شنيده و تحت تأثير قرار گرفته بود و حتى ميان مردم شايع شده بود كه اسلام آورده است. بزرگان قريش نزد او رفتند و نظرش را درباره قرآن جويا شدند، قرآن كريم عكسالعمل او را در برابر اين پرسش قريشيان چنين زيبا بيان مىكند:
او [براى مبارزه با قرآن] انديشه كرد و مطلب را آماده ساخت، مرگ بر او باد! چگونه مطلب را آماده كرد! باز هم مرگ بر او باد! چگونه مطلب [و نقشه شيطانى خود] را آماده كرد! سپس