استكبار ستيزى در قرآن

استكبار ستيزى در قرآن - فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢٢

٣- استكبار اقتصادى (برترى‌جويى اقتصادى در سايه داشتن امكانات مالى)
إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى‌ فَبَغَى‌ عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُوْلِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ وَابْتَغِ فِيَما آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ «١» قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم كرد و از گنجينه‌ها آنقدر به او داده بوديم كه كليدهاى آنها بر گروه نيرومندى سنگينى مى‌كرد. آنگاه كه قوم وى به او گفتند: «شادى مغرورانه مكن كه خدا شادى‌كنندگان مغرور را دوست ندارد و با آنچه خدايت داده، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همچنان كه خدا به تو نيكى كرده، نيكى كن و در زمين فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمى‌دارد.»