سلوك دانشجويى - محدثى، جواد - الصفحة ٣٢
منطقه ممنوعه
نه مثل بسيارى از كاسبان، كه كالايشان وسيله «كسب درآمد» است، و نه مثل بنگاهداران، كه پيوسته در انديشه «درآمد»، به كارچاق كنى مىپردازند، دانشجو و فرهنگى و طالب علم و جوياى معرفت، سرمايهاى دارد فراتر از «كالاى مادّى» و هدفى دارد برتر از پول درآوردن و به افقى مىانديشد، زيباتر از «نقدانديشى» و «فرصتطلبى» و «ثروتاندوزى».
علم، چراغى است كه هستى را روشن مىسازد. خيمه روشنايى جهان بر عمود دانش و معرفت و بصيرت استوار است.
حيف نيست كه درون صاحب دانش، تيره باشد؟!
دانشمندى كه از «روشندلى» بىبهره باشد، بادام بىمغز و گردوى پوك است.
اگر در كالبد علم، روح بصيرت و معرفت نباشد، و اگر صاحب دانش، از عاطفه و ايمان تهى باشد، به چيزى در حدّ «ابزار صنعتى» تنزّل يافته است، يا يك ماشين حساب، يا رايانهاى حسابگر!
هيهات كه فرزانگان بِخْرد و دانا كه ارزش خود و دانش را مىدانند، به اين تن در دهند و خودرا اين گونه ارزان بفروشند و حرّاج كنند، آن هم زير قيمتِ واقعى. مگر آن كه از قيمت انسانى بىخبر باشند و نرخ بازار كمال وارزش