معيار العقول - ابن سينا - الصفحة ٨ - مخل و لولب
(لولب) هموزن كوكب بمعنى پيچ نر و ماده مثل ميخ پيچ و همچنين متّه پيچ و امثال آن كه اكنون در نوشتههاى عربى جديد مرادف آن كلمه دخيل مستحدث (برغى) معمول گشته، از كتب لغت قديم عربى كه لغات دخيله را نيز ضبط كردهاند از قبيل صحاح جوهرى و قاموس فيروزآبادى و شفاء الغليل [١] شهاب الدّين احمد خفاجى از علماى قرن يازدهم هجرى و امثال آن فوت شده است.- فقط بعض لغتنويسان متأخّر از قبيل بستانى صاحب محيط المحيط و اب لويس معلوف يسوعى مؤلّف المنجد هر دو كلمه (مخل) و (لولب) را بمعنى اصطلاحى ضبط كرده و (مخل) را در جزو استعمالات مولّدين نوشتهاند [٢] و از اين رهگذر ممكن است كسى باشتباه بيفتد كه الفاظ مزبور از مصطلحات بىسابقه نو ظهور مستحدث است و از روى اين توهّم حكم كند كه رساله حاضر بسبب اشتمال بر كلمات مولّد جديد از آثار عهد شيخ رئيس نتواند بود.
ما براى رفع اين توهّم عين نوشته مفاتيح العلوم را كه از آثار معروف قرن چهارم هجرى است در سطور پيش نقل كرديم تا معلوم شود كه هر دو كلمه (مخل) و (لولب) بمعنى اصطلاحى فنّى از الفاظ سابقه دار است كه بطور قطع در قرن چهارم قبل از عهد شيخ متداول بوده و اينكه در كتب قديم لغت از قبيل صحاح و قاموس بضبط نيامده و در نوشته لغتنويسان جديد
[١] نام اصلى كتاب «شفاء الغليل فى ما دخل فى كلام العرب من الدّخيل»- و نسخه ما چاپ مصر است سنه ١٣٢٥ هجرى قمرى.
[٢] در كتاب الدليل الى معرفة العامى و الدخيل تأليف رشيد عطيه لبنانى چاپ بيروت سنة ١٨٩٨ ميلادى كه از تأليفات جديد در موضوع لغات دخيله عربى مىباشد اصلا متعرض كلمه مخل و لولب نشده است.