معيار العقول - ابن سينا - الصفحة ٤٠ - فصل پنجم اندر اسفين
مثالش چون خواهيم كه بدين آلت سنگى را از بسيط [١] كوه جدا كنيم بعد از آنكه پيرامنش جدا كرده باشيم سر ب ر را از اسفين در وى جاى كنيم كه خط ب ر بسنگ رسد و مطرقه بر سر ا ج د ه متواتر [٢] زنيم سنگ را بشكافد و از بسيط كوه جدا كند [٣] و هر چند كه رأسش [٤] تيزتر بود فعلش قويتر بود و قوّت اين زياده [٥] از همه قوّتهاست كه شرح داده آمد ليكن [٦] كمّيت قوّتش در نشايد يافتن از بهر آنكه فعل وى [٧] بعد از قبول ضربست چون قوّت تير كه فعل وى بعد از قبول زه كمان است، و چون سنگ فلاخن كه فعل وى بعد از قبول قوّت [٨] بازوى اندازنده اوست [٩] و قوّت لولب نزديكست بقوّت اين [١٠]
[١] سنگى از بسيط: ص.
[٢] ص (متواتر) ندارد.
[٣] گردد: خ.
[٤] برّانش: خ تحريفست.
[٥] زيادتر: خ.
[٦] امّا: ص.
[٧] فعلش: خ.
[٨] خ (قوت) ندارد.
[٩] خلاصه مقصود اين است كه قوّت اسفين محدود بحدّى معيّن نيست بلكه مانند قوّت تير كمان و سنگ فلاخن بسته بمقدار نيروى عامل باشد.
[١٠] يعنى قوت اسفين.