معيار العقول - ابن سينا - الصفحة ٢٩ - فصل اول اندر محور
چون خواهند كه بدين آلت ثقل معلوم را بقوّت معلوم بر گيرند بايد كه نسبت [١] قطر محور بقطر فلكه [٢] چون نسبت قوّت بود بثقل.
مثالش چون خواهيم كه ثقل ده من بقوّت منى برداريم چون ثقل ك محورى سازيم دو طرف او [٣] مدوّر و ميان مربّع چون محور [٤] اب و بر يك جانب آن چرخى سازيم چنانكه قطر آن ده بار چند قطر محور بود چون چرخ ع و گرداگرد چرخ دستهها [٥] سازيم چون دستههاى ط- ل- م- ن- س- ف پس محور را بر دو قائمه نهيم چون دو قائمه ده آنگاه رسنى بياوريم و يك سر آن [٦] در محور بنديم و يك سر ديگر در ثقل ك چون رسن ص و دستهها از پى [٧] يكديگر ميكشيم تا رسن بر محور پيچد [٨] و ثقل بر بالا آيد چنانكه از صورت گذشته معلومست [٩]
[٤] بايد نسبت: خ.
[٥] فلك: خ.
[٦] ص (او) ندارد.
[٧] ص (محور) ندارد.
[٨] دستها: ص- در حواشى پيش گفته شد.
[٩] ص (آن) ندارد.
[١] در پى: خ.
[٢] بپيچد: خ.
[٣] معلوم گرديد: خ.