شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٢٩ - شرح

خصمان خود را بدان دفع كند، و آنكه بحرى باشد شبه دارد بسمك و خداوند صدف بود و بعضى از قنافذ بحرى هميشه آكنده بود از خانه خويش على الخصوص در وقتى كه ماه به استقبال آفتاب بود و در وقتى كه هوا گرم بود. و امّا جيزوى برّى، طاهر [١] و معروف بود و تسافد و مجامعت ايشان چنان باشد كه شكم بر شكم بار نهند راست ايستاده و شوك ايشان بجاى شعر ديگر حيوانات بود الّا كه اين شعر به غايت افراط دارد در صلابت و غلظ.

و ايشان به اوقات از بعضى‌ [٢] جستن باد احتراز كنند [٣]. پيش از چنين و آن. كه از سوراخ ايشان مهيب بود استوار كنند و يكى بوده است كه او را هيوب رياح خبر دادى پيش از جستن تا چون تفحص كردند وى جيزو [٤] داشته بود [٥]. در خانه كه بهر وقت در خانه خود مسدود كردى پيش از جستن باد از جهت رفع ضرر باد اين مرد بدان موجب خبر مى‌داده بود.

و حكايت كنند [٦] كه جيزو [٧] دنبال مار گيرد و سر در كشد و مى‌خورد و مار خويشتن را بر خارهاى او مى‌زند تا هلاك شود و جثرو را همچون خرس غيبتها باشد و امتناع از طعام، و همچون خرس، آن وقت كه امتناع از طعام كند، هر روز فربه‌تر و نيكوتر بود و اقل ايّام غيبت او چهل روز بود و پيش ازين نيز، بود و اين را اسبابى‌ [٨] طبّى و طبيعى هست و آن، آنست كه سبب جوع تحلّل است و سبب تحلّل قلّت مادّت‌ [٩] و تنكى‌ [١٠] پوست، و قوّت حادّ غريزى محلّل است. و حركت و حار هوا و چون تحلّل يا كمتر آيد و چون استبرا بود و حركت نكند و حارّ هوا سرد شود، ناچار محلّل‌ [١١] با كمتر آيد و چون فضولى در بدن از جهت بسيار خوردن حاصل‌


[١] - طاهره و معروف.

[٢] - اصل بعض‌

[٣] - كند و يكى بوده است.

[٤] - جثرو

[٥] - باشد.

[٦] - كنيد.

[٧] - جثرو.

[٨] - اصل اسباب.

[٩] - ماده.

[١٠] - يكى.

[١١] - اصل تحلّل.