شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٤٢ - شرح

استيشارها صورته أو بذل‌ [١] الطّاعة. و قد نوّر بالعقل‌ [٢] جبلّته‌ [٣] و لعمر اللّه بذّ الملك بشر ثبّت عند مزاولة الشّهوة. فلم تزل قدمه عن موطئه‌ [٤] فيه و قصر عن البهيمة إنسيّ لم تف قواه بدرا شهوة ليستدعيه‌ [٥].»

ترجمه‌

«اى برادران حقيقت، دليرترين كس آن بود، كه در كار فردا، دلير بود بددل‌تر كسى، آن بود كه بازمانده بود از كمال خويش. اى برادران، عجب نبود كه فرشته از زشتى پرهيزد و بهيمه، ميان نيكويى و زشتى، تميز نكند، بلكه شگفت از آدمى بود اگر عاصى شود و نافرمانى كند، شهوت را در او قوّتها و دواعى درست‌ [٦]، كه او را باز آن كشد [٧] و اگر فرمانبردارى كند و طريق اصلح بورزد [٨] او را قوّت عقليست كه او را بدان‌ [٩] دعوت كند و بدان رغبت نمايد، و حقيقت ماننده بود به فرشته آدمى كه قدم ثابت دارد در شهوت و در غضب و قدم او از حدّ اعتدال به نجنبد، و از بهايم و انعام باز پس بود به مرتبه آدمى كه قوّت غضبى بود و شهوانى در او استيلاء دارد بر قوّت عامله نفس.»

شرح‌

اين فصل روشن است، و بدان فصلها كه ما از پيش شرح كرديم، روشن‌تر شده است. خواجه اشاره كرده است بدان كه، آدمى تواند بود كه به مرتبه فرشتگان بود، در طاعت خداى تعالى و اخلاق نيكو داشتن. و تواند بود


[١] - بذل لها.

[٢] - اصل بالحفل.

[٣] - اصل حبلته.

[٤] - موطيه.

[٥] - يستدعيه.

[٦] - درشت.

[٧] - كششد.

[٨] - برزد.

[٩] - بآن.