شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٤١ - متن

وهم‌ [١] نيايد. پس به طريق محسوسات، فريفته نشود و اعتقاد نكند، كه هر چه محسوس نبود، مثبت نبود [٢] و نه نيز اعتقادها جمله براندازد، و تصوّر [٣] نكند كه حقّى كه واجب القبول است در ميان عقايد نيست‌ [٤]، و هر كه در اثبات اعتقادى سخن گفته است، همه سنگ در تاريكى انداخته‌اند، كه يكى عالم را خالق و مبدعى نيست، بلكه ميان اين هر دو، متوسط اعتقادى طلب كند، و از محسوسات است و نيّت كند كه به شناختن‌ [٥] بعضى از مجهولات كه معلوم نبود و مبدعى و صانعى، عالم را اثبات كند منزّه از علايق حسّ و مقدّس از كثرت جهات مختلفه، و چيزها كه اثبات آن، او را با اوصاف او يار و مؤدّى بود كه به كثرت و رفع كمال و اين طريق را، تشبيه كرد به طريق‌ [٦] خفّاش و چنانكه اين اعتقاد حقّ است. و بهترين عقايد است، خفّاش را هم، بهترين طيور خواند، چه او حدّ اوسط [٧] دارد، و در اسباب معاش و ظهور خويش. و خفّاش صورت طيور ندارد، امّا ازو، فايده طيور [٨] حاصل مى‌آيد، آدمى نيز بايد كه اگر چه صورت‌ [٩] فرشتگان، ندارد، به اخلاق فرشتگان متخلّق شود.

متن‌

«قال الشّيخ: ويلكم اخوان الحقيقة أعنى‌ [١٠] النّاس من يجترى على غده و افشلهم من قصد [١١] عن امده. ويلكم اخوان الحقيقة لا عجب ان اجتنب ملك سوءا أو [١٢] ارتكب بهيمة قبيحا بل العجب عن البشر اذ استولى عن الشهوات. و قد ضيّع على‌


[١] - حسّ و وهم.

[٢] - مثبت و نه.

[٣] - كند.

[٤] - هست.

[٥] - استعانة كند بشناختن.

[٦] - بطريق آن.

[٧] - توسط.

[٨] - آن.

[٩] - سيرت.

[١٠] - اغنى‌

[١١] - قصر.

[١٢] - سوأ و ارتكب.